پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٤ - ترجمه
و در توضيح و تكميل آن مىافزايد: «و ما وراى آن چيزى نمىبينند در حالى كه شخص بصير و روشن ضمير، ديدش در آن نفوذ مىكند و از آن مىگذرد، و مىداند كه سراى جاودان، وراى آن است» (لا يبصر ممّا وراءها شيئا، و البصير ينفذها بصره، و يعلم أنّ الدّار وراءها).
آرى دنياپرستان، به خاطر دلباختگى و شيفتگى، نسبت به زرق و برق دنيا، همچون كسى هستند كه در زندانى بدون روزنه، محبوس است، جز داخل زندان چيزى را نمىبينند، يا ديد چشمشانشان ضعيف است و يا حجابها اطراف آنها را گرفته، و يا هر دو.
ولى حق جويان حق طلب، ديدشان نافذ و حجابى در برابر آنها نيست، به همين دليل سراى آخرت را كه منزلگاه جاودانى آنهاست، با چشم دل، به روشنى مىبينند، و تمام همّت خود را متوجّه آن مىسازند.
اساسا اگر دنيا را آن چنان كه هست، بشناسيم، ايمان به آخرت به دنبال آن خواهد بود، چرا كه دنيا، منهاى آخرت، نامفهوم است، آيا خالق حكيم، ممكن است اين همه تشكيلات وسيع جهان را بيافريند براى اين كه انسانها چند روزه، در آن بخورند و بنوشند، بخوابند و بيدار شوند و سرانجام بميرند و خاك شوند و به فراموشى سپرده شوند؟ در حالى كه قسمت آغاز اين عمر كوتاه همانند قسمت پايانش، آميخته با ضعف و ناتوانى است و قسمت ميانى كه قابل استفاده است توأم با انواع مشكلات و مصائب و درد و رنجهاست؟ كدام حكيم، چنين كار غير حكيمانهاى انجام مىدهد؟! به همين دليل، قرآن مجيد مىفرمايد: «يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»؛ آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند و از آخرت (و پايان كار) غافلند» [١].
[١] روم، آيه ٧.