پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - شرح و تفسير هدفى جز احياى حق و عدالت نداشتيم
چگونه ممكن است امام عليه السّلام تن به چنين پيشنهادهايى بدهد در حالى كه به گفته خودش، دنيا در نظر او از آب بينى يك بز، يا از برگ نيم جويده درختى در دهان ملخ، كمتر و بىارزشتر بود.
و در ادامه اين سخن، اهداف چهارگانه خودش را براى پذيرش حكومت بيان مىدارد كه سرمشق و درس بزرگى است براى همه حاكمان آزاده و با ايمان و حقپرست، عرضه مىدارد « (پروردگارا! تو مىدانى) اگر حكومت را پذيرفتيم به خاطر اين بود كه نشانههاى محو شده دينت را باز گردانيم و بر پا سازيم، و اصلاحات را در شهرهاى تو آشكار كنيم، تا بندگان ستم ديدهات (از ظلم ظالمان) ايمن گردند و حدود و قوانين تعطيل شدهات اقامه و اجرا شود» (و لكن لنرد [١] المعالم من دينك، و نظهر الإصلاح في بلادك، فيأمن المظلومون من عبادك، و تقام المعطّلة من حدودك).
در واقع امام عليه السّلام در اين چهار جمله، كه به پيشگاه خداوند به عنوان انگيزههاى اصلى پذيرش بيعت، عرضه مىدارد، هم اشاره به برنامههاى معنوى و ارزشى حكومت مىنمايد و هم برنامههاى مادى و ظاهرى.
در درجه اوّل بايد نشانههاى دين كه مسير راه مردم را به سوى خدا مشخص مىكند و بر اثر حكومتهاى خودكامه محو شده است به جاى خود باز گردد آنگاه اصلاحات در تمام شؤون اجتماعى اعم از سياسى و اقتصادى و اخلاقى آشكار شود و چنگال ظالمان از گريبان مظلومان جدا شود و حدود الهى اجرا گردد به گونهاى كه ستم ديدگان احساس امنيّت و آرامش كنند.
[١] گر چه در نسخه نهج البلاغه صبحى صالح اين جمله به صورت «لنرد» (از مادّه ورود) آمده، ولى ظاهرا غلط و اشتباه است و بايد «لنردّ» (از مادّه زدّ به معنى بازگرداندن) باشد همان گونه كه در غالب نسخ نهج البلاغه ديده مىشود.