پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٣ - ترجمه
آنچه گذشته است باز مىگردد» (فسبحان اللّه ما أعزّ سرورها! و أظمأ ريّها [١]! و أضحى فيئها! لا جاء يردّ، و لا ماض يرتدّ).
آرى! لحظات سرور و شادمانى بسيار زودگذر، همچون لحظات سيراب شدن از نعمتها و در سايه قدرتها آرميدن است.
جمله «لا جاء يردّ، و لا ماض يرتدّ» ممكن است اشاره به انسانها باشد كه گروهى مىآيند و هيچ كس قادر بر جلوگيرى از آنها نيست و گروهى از اين جهان مىروند و كسى را توانايى بر بازگشت دادن آنها نمىباشد.
و نيز مىتواند اشاره به حوادث روزگار اعم از نيك و بد باشد كه هيچ كس توانايى بر جلوگيرى از آنها را هنگامى كه حتمى و قطعى باشند ندارد همانگونه كه امورى كه پشت مىكند و دوران آن سپرى مىشود قابل بازگشت نيست. نه دوران كودكى در جوانى بر مىگردد و نه دوران جوانى در پيرى.
سپس با اين جمله كه تكميل كننده جملههاى سابق است اين فراز را پايان مىدهد مىفرمايد: «سبحان اللّه چقدر زندگان به مردگان نزديكند، چون به زودى به آنها ملحق مىشوند، و چه اندازه مردگان از زندگان دورند چرا كه براى هميشه از آنها جدا شدهاند» (فسبحان اللّه، ما أقرب الحيّ من الميّت للحاقه به، و أبعد الميّت من الحيّ لإنقطاعه عنه).
آرى! فاصله مرگ و حيات به اندازهاى نزديك است كه در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم كه مىفرمايد: «و الّذي نفس محمّد بيده ما طرفت عيناىى إلّا ظننت انّ سفريّ لا يلتقيان حتّى يقبض اللّه روحي و لا رفعت طرفي و ظننت انّي خافضه حتّى اقبض و لا تلقّمت لقمة إلّا ظننت انّي لا اسيفها حتّى اعضّ بها من الموت [٢]؛ سوگند به كسى كه جان محمّد در
[١] «رىّ» به معنى سيراب شدن است.
[٢] بحار الانوار، جلد ٧٠، صفحه ١٦٦.