پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧ - ترجمه
بخش دوّم
أين القوم الّذين دعوا إلى الإسلام فقبلوه، و قرؤوا القرآن فأحكموه، و هيجوا إلى الجهاد فولهوا و له اللّقاح إلى أولادها، و سلبوا السّيوف أغمادها، و أخذوا بأطراف الأرض زحفا زحفا، و صفّا صفّا. بعض هلك، و بعض نجا. لا يبشّرون بالأحياء، و لا يعزّون عن الموتى. مره العيون من البكاء، خمص البطون من الصّيام، ذبل الشّفاه من الدّعاء، صفر الألوان من السّهر. على وجوههم غبرة الخاشعين. أولئك إخواني الذّاهبون. فحقّ لنا أن نظمأ إليهم، و نعضّ الأيدي على فراقهم.
ترجمه
كجايند آنها كه به اسلام دعوت شدند، و (از جان و دل) آن را پذيرفتند، قرآن را تلاوت كردند و به خوبى آن را شناختند و به كار بستند، به جهاد دعوت شدند و عاشقانه به سوى آن حركت كردند، همچون عشق ناقه به بچههايش، غلاف شمشيرها را كنار انداختند (و فكر عقبنشينى را از سر به در كردند) و گرداگرد زمين را در جبهههاى مختلف گروه گروه و صف در صف احاطه نمودند سرانجام بعضى شهيد شدند و بعضى رهايى يافتند.
آنها كسانى بودند كه هيچ گاه از زنده ماندن در ميدان جنگ، ابراز شادى نمىكردند و در مرگ شهيدان به يكديگر تسليت نمىگفتند! آنها بر اثر گريه (از خوف خدا) چشمانشان ناراحت و به خاطر روزه شكمهايشان تهى و لبها از كثرت دعا خشك شده و رنگ چهرهها بر اثر شب زندهدارى پريده و غبار