پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦ - شرح و تفسير سرى به وادى خاموشان بزنيد!
كه هيچ ندايى را پاسخ نمىگويند و در برابر هجوم ستمگران كمكى به همسايه خود نمىكنند و به گريهها اعتنايى ندارند، نه از بارش باران خوشحال مىشوند، نه از قحطى مأيوس و ناراحت، همه گرد هم هستند ولى تنهايند همسايگان نزديكند ولى از هم دورند، در كنار همند ولى هيچگاه به ديدار هم نمىروند نزديكند اما با هم تماس نمىگيرند. عاقلانى هستند كه دشمنىها از دل آنها رخت بربسته، و جاهلانى كه آتش كينه در دل آنها فرو مرده، نه از زيان آنها ترسى است و نه به دفاع آنها اميدى، برون زمين را به درون آن تبديل كردهاند، و خانه تنگ و تاريك را به جاى خانههاى وسيع، غربت را به جاى ديدار اهل و عيال و ظلمت را به جاى نور، پذيرفتهاند (آرى در قيامت) آنها به سوى زمين باز مىگردند، همان گونه كه در آغاز از زمين (و خاك) جدا شدند. اين در حالى است كه همگى پا برهنه و عريانند آنها از روى زمين با اعمال خويش به سوى حيات ابدى و سراى جاودانى كوچ كردهاند، آن گونه كه خداوند فرموده: «همان طور كه آفرينش را آغاز كرديم، آن را باز مىگردانيم، اين وعدهاى است قطعى كه آن را انجام مىدهيم».
شرح و تفسير سرى به وادى خاموشان بزنيد!
امام عليه السّلام در اين بخش از اين خطبه بيدارگر كه آخرين بخش خطبه است بار ديگر ياران خود را مخاطب ساخته و آخرين اندرزها را در باره بىوفايى دنيا و سرنوشت انسانها در آن، بيان مىكند، مىفرمايد: «بدانيد!- و به يقين مىدانيد- كه سرانجام همگى دنيا را ترك مىگوييد و از آن كوچ مىكنيد» (فاعلموا- و أنتم تعلمون- بأنكم تاركوها و ظاعنون [١] عنها).
[١] «ظاعنون» از مادّه «ظعن» (بر وزن دفن) به معناى كوچ كردن است.