پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ترجمه
است». (ثمّ إنّ الدّنيا دار فناء و عناء، و غير و عبر).
به اين ترتيب چهار ويژگى از ويژگىهاى دنيا را كه تفكر در آن، انسان را به چهره واقعى دنيا آشنا مىسازد، برمىشمرد و در عبارات بعد، به شرح يك يك آنها مىپردازد و دقايق لطيفى درباره هر يك بيان مىكند.
نخست به سراغ ويژگى فنا پذيرى دنيا مىرود و مىفرمايد: «از نشانههاى فناى دنيا اين است كه اين جهان همچون، تيرانداز ماهرى است كه كمان را آماده ساخته و تيرهايش به خطا نمىرود، و مجروحانش بهبود نمىيابند!» (فمن الفناء أنّ الدّهر موتر [١] قوسه، لا تخطىء سهامه، و لا تؤسى [٢] جراحه).
چرا كه كسى را از مرگ و پيرى و ناتوانى و بيمارى و درد و رنج، خلاصى نيست، لذا امام عليه السّلام در شرح اين جمله، چنين مىفرمايد: «دنيا زندگان را هدف تيرهاى مرگ، و تندرستان را هدف بيمارى، و نجات يافتگان را هدف هلاكت قرار مىدهد» (يرمي الحيّ بالموت، و الصّحيح بالسّقم، و النّاجي بالعطب [٣]).
قدرتمندترين انسانها سرانجام در دام مرگ گرفتار مىشوند و قوىترين
[١] «موتر» از مادّه «وتر» (بر وزن خبر) به معنى زه كمان گرفته شده است و موتر به معنى كسى است كه كمان خود را زه كرده و براى تيراندازى آماده ساخته است. (توجه داشته باشيد كه كمان از دو قسمت تشكيل مىيابد قسمت اوّل قوس فنر مانندى كه به همين نام قوس ناميده مىشد و قسمت دوّم «زه» كه معمولا از روده حيوانات درست مىشد و به صورت طناب باريك و محكمى بود و دو سر قوس را به هم پيوند مىداد. هنگامى كه ته تير را روى زه مىگذاشتند و آن را مىكشيدند قوس كمى جمع مىشد و هنگامى كه رها مىكردند به جلو پرتاب مىگشت).
[٢] «تؤسى» از مادّه «اسو» (بر وزن اسب) به معنى مداوا كردن و درمان زخم است.
[٣] «عطب» به معنى هلاكت است.