پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠ - شرح و تفسير دروغگويان بىانصاف!
به هر حال امام عليه السّلام بهانه را از دست بهانهجويان گرفته و نقشه آنها را نقش بر آب مىكند تا مردم بدانند آنان عاملان قتل عثمانند كه به لباس خون خواهان بر آمدهاند و هدفشان منافع شخصى خويش است؛ نه به فكر مردمند و نه به فكر خونخواهى خليفه پيشين.
سپس امام عليه السّلام در ادامه اين سخن اشاره به حديثى مىكند كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله درباره پيمان شكنان جمل شنيده بود، مىفرمايد: «من بصيرت و بينايى خويش را به همراه دارم (و حقايق كاملا بر من روشن است) امرى را بر كسى مشتبه نساختهام و چيزى نيز بر من مشتبه نشده است، آنان همان گروه سركش و ستمگرند كه (پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آنها به من خبر داد و فرمود:) فساد و زيان و اشتباه كارى تيره و تار با آنهاست ولى مطلب (براى هوشياران) واضح است، باطل از ريشه كنده شده و زبانش از فتنهانگيزى بريده است». (إنّ معي لبصيرتي [١] ما لبست و لا لبس عليّ. و إنّها للفئة الباغية فيها الحمأ و الحمّة، و الشّبهة المغدفة؛ و إنّ الأمر لواضح و قد زاح الباطل عن نصابه، و انقطع لسانه عن شغبه [٢]).
اين كلام مبارك امام عليه السّلام اشاره به حديث معروفى است كه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله صادر شده است، آن جا كه فرمود: «لا تذهب الليّالي و الأيّام حتّى تتنابح كلاب ماء بالعراق يقال لها الحوأب امرأة من نسائي في فئة باغية؛ شبها و روزها نمىگذرد تا زمانى كه سگهاى آبادى معروفى در «عراق» كه به آن «حوأب» گفته مىشود در برابر زنى از زنان من كه در ميان گروه ستمگرى قرار
[١] در توضيح جمله «إنّ معي لبصيرتي» بيان مشروحى ذيل خطبه دهم (جلد ١، صفحه ٤٨١) داشتيم.
[٢] «شغب» مصدر است و به معنى به راه انداختن شرّ و فساد است.