پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠ - ٢- گفتگوى منطقى امام عليه السّلام با خوارج
امام عليه السّلام فرمود: من از آغاز شروع مىكنم، و ايرادات شما را يك به يك پاسخ مىگويم.
سپس فرمود: اما در مورد محو عنوان امير المؤمنين از عهدنامه، فراموش نمىكنم كه من روز «حديبيه» كاتب عهدنامه صلح بودم و نوشتم: «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم هذا ما اصطلح عليه رسول اللّه و أبو سفيان و سهيل بن عمرو» «سهيل» گفت: اوّلا ما رحمن و رحيم را نمىشناسيم و ثانيا تو را رسول اللّه نمىدانيم و ثالثا موافق نيستيم نام تو مقدّم بر نام ما نوشته شود در حالى كه سنّ ما از تو بيشتر است (و چون آنها از بهانهجويى دست بر نمىداشتند) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به من دستور داد به جاى «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» «بسمك اللّهمّ» بنويس و به جاى «رسول اللّه»، «محمّد بن عبد اللّه» بنوس! سپس به من فرمود: تو نيز به چنين سرنوشتى در آينده گرفتار خواهى شد و تسليم پيشنهادشان مىشوى، در حالى كه كراهت دارى، من هم در صلحنامهاى كه ميان من و عمرو عاص نوشته شد عنوان امير المؤمنين را نوشتم ولى آنها نپذيرفتند. «خوارج» با شنيدن اين سخن گفتند: حق با توست اى على! و امّا اين كه مىگوييد: من با تعيين حكمين و اين كه به آنها گفتهام: ببينيد معاويه سزاوارتر است يا من؟ درباره خودم شك كردهام، اين سخن اشتباه است، اين در واقع نوعى ابراز انصاف، در سخن مىباشد شبيه چيزى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به گفته قرآن مجيد به مشركان فرمود: « «وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ»؛ ما يا شما بر هدايت يا در گمراهى آشكار هستيم» [١]، مسلّما اين دليل بر ترديد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حقانيت خودش نبود. «خوارج» در اين جا
[١] سبأ، آيه ٢٤.