پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٩ - ٢- گفتگوى منطقى امام عليه السّلام با خوارج
آنها چه مىخواهند؟ و دليل مخالفت آنها چيست؟ آنها در پاسخ گفتند: اى «ابن عباس!» ما ايرادهايى به پيشواى تو داريم كه همه آنها كفرآميز، خطرناك و سبب آتش دوزخ است:
نخست اين كه: او كه نام خود را به عنوان امير المؤمنين از صلحنامه محو كرد، سپس صلحنامه را ميان خود و «معاويه» تنظيم نمود، اگر او امير مؤمنين نيست، ما از مؤمنانيم بنابر اين دليلى ندارد كه او امير ما باشد. دوّم اين كه: او درباره موقعيت خودش ترديد داشت زيرا به حكمين گفت درست بنگريد اگر «معاويه» سزاوارتر به خلافت است او را تثبيت كنيد و اگر من اوّلى هستم مرا تثبيت كنيد، هر گاه او درباره خود شك داشته باشد ما شكّ شديدترى خواهيم داشت.
سوّم اين كه: او حكميّت را به غير خود سپرد در حالى كه ما خود او را از همه صالحتر براى اين كار مىدانيم.
چهارم اين كه: او افراد را داور در دين خدا قرار داد در حالى كه (داورى مخصوص خداست و) او چنين حقّى را نداشت.
پنجم اين كه: در جنگ «جمل» پس از پيروزى اموال و اسلحه دشمن را در ميان ما تقسيم كرد، ولى زنان و فرزندانشان را به اسارت نگرفت.
ششم اين كه: او وصىّ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و حق وصيت را ادا ننمود.
«ابن عباس» نزد حضرت آمد و عرض كرد: يا امير المؤمنين! سخنان اين قوم را شنيدى و تو به جوابگويى آنها شايستهترى، امام عليه السّلام فرمود: آرى چنين است.
سپس فرمود: اى «ابن عباس!» به آنها بگو آيا شما راضى به حكم خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هستيد؟ عرض كردند آرى!