پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢ - نكته علم غيب در آيات و روايات اسلامى
در حالى كه از روايات فراوانى استفاده مىشود امامان معصوم عليهم السّلام از بسيارى از امور پنهانى آگاه بودند مانند آنچه از خطبه بالا در باره فتنه «صاحب الزنج» و «مغول» يا در ساير خطبههاى نهج البلاغه در مورد امور آينده آمده است.
بىشكّ نه در ميان آيات بالا (و مانند آن) و نه در ميان روايات فوق (و روايات ديگرى كه به اين مضمون وارد شده)، تضادّى وجود ندارد و محققان بزرگ براى جمع ميان اين آيات و روايات وجوه زيادى گفتهاند از جمله:
١- آيات و رواياتى كه علم غيب را مخصوص خدا مىشمرد منظور از آن علم ذاتى است و آنچه انبيا و اوليا مىدانند تعليمى است از سوى خداوند بزرگ (اين همان چيزى است كه در كلام امام عليه السّلام در خطبه بالا آمده بود).
٢- اسرار غيب بر دو گونه است بخشى مخصوص خداست و هيچ كس جز او بر آن آگاه نيست مانند زمان قيام قيامت و امور ديگرى كه در آيه ٣٤ سوره لقمان آمده است و در خطبه بالا نيز به اين وجه جمع اشاره شده است و ما شرح آن را ذكر كردهايم.
٣- آگاهى خداوند بر اسرار غيب بالعقل است يعنى در هر زمان همه را مىداند ولى آگاهى اولياء اللّه فعلى نيست بلكه هنگامى است كه اراده كنند كه چيزى را بدانند و اين اراده نيز با اذن و رضاى خدا انجام مىگيرد به همين جهت در سوره «يوسف» مىخوانيم كه حضرت «يعقوب» از سرنوشت فرزندش در بيابان «كنعان» ظاهرا خبر نداشت در حالى كه بعد از سالها از سرنوشت او در «مصر» آگاه شد، از «مصر» بوى پيراهنش را شنيد ولى در چاه «كنعانش» نديد، در مورد اوّل مأذون نبود كه اراده كند تا بداند ولى در مورد دوّم مأذون بود.
٤- راه ديگر براى جمع ميان آيات و روايات مختلف اين است كه اسرار غيب