پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
هرگز به راه راست موفق نشويد، و هيچگاه، به مقصد نرسيد [١]، آيا در چنين شرايطى سزاوار است من شخصا (براى مقابله با گروهى از اشرار و غارتگران شام) حركت كنم؟ (نه!) در اين موقع مىبايست مردى از شما كه من از شجاعت و دلاوريش راضى باشم (به سوى دشمن) حركت كند» (فقال عليه السّلام: ما بالكم! لا سدّدتم [٢] لرشد! و لا هديتم لقصد! أفي مثل هذا ينبغي لي أن أخرج؟
و إنّما يخرج في مثل هذا رجل ممّن أرضاه من شجعانكم و ذوي بأسكم).
در هيچ جاى دنيا، و در هيچ عصر و زمانى چنين نبوده كه رهبر يك قوم و رييس يك كشور، در هر حادثه كوچكى و در ناآرامىهاى موضعى شخصا به مقابله برخيزد. هميشه فرماندهى شجاع، با گروهى از وفاداران را براى خاموش كردن اين گونه آتشها، گسيل مىدارند. زيرا خالى كردن مركز حكومت، ممكن است عوارض بسيار نامطلوبى داشته باشد.
به همين دليل امام عليه السّلام در ادامه اين سخن، مىفرمايد: «براى من سزاوار نيست كه لشكر و شهر و بيتالمال و جمع آورى خراج و ماليات، و قضاوت ميان مسلمانان و نظارت بر حقوق مطالبهكنندگان را رها سازم، و با جمعى از لشكر، به دنبال جمع ديگرى خارج شوم، و همچون تيرى كه در يك جعبه خالى قرار دارد، از اين طرف، به آن طرف بيفتم» (و لا ينبغي لي أن أدع الجند و المصر و بيت المال و جباية الأرض، و القضاء بين المسلمين، و النّظر في حقوق
[١] در اين كه آيا در جمله بالا، جمله خبرى است و از وضع حال جمعيّت سست و بى اراده كوفه خبر مىدهد، و مىگويد با راهى كه در پيش گرفتهاند، هرگز توفيقى در زندگى نخواهند يافت، و يا اين كه جمله انشايى است و نوعى نفرين درباره آنهاست در ميان شارحان نهج البلاغه گفتگوست ولى معنى دوّم مناسبتر به نظر مىرسد.
[٢] «سدّدتم» در اصل از «سدّ» گرفته شده كه معنى آن معروف است و از آن جا كه سدّ بناى محكمى است «تسديد» به معنى محكم كردن و استوار نمودن آمده است.