پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - ٢- ابوذر و اشتراكيّت (سوسياليسم)
مال شخصى من است و به خدا سوگند، حرام به آن راه نيافته، ابوذر نپذيرفت و گفت: من از غنىترين مردم هستم و خداوند مرا به ولايت على بن ابى طالب و خاندانش غنى فرموده است مال را برگردانيد و به او بگوييد من نيازى ندارم و داور ميان من و او خداست [١].
سرانجام عثمان از انتقادهاى ابوذر بر خلاف كارىهاى بىحسابش به تنگ آمد و با اطرافيانش مشورت كرد و نظر دادند او را از مدينه تبعيد كنند.
ابوذر پيشنهاد شام و عراق را كرد ولى هيچ كدام را نپذيرفتند چون مىدانستند شورش به پا مىشود، سرانجام او را به نقطه بسيار بد آب و هوايى در اطراف مدينه به نام «ربذه» [٢] تبعيد كردند كه در آن سرزمين بىآب و علف جان سپرد، حتى كفنى براى دفن شدن نداشت تا اين كه گروهى به همراهى «مالك اشتر» از آن جا عبور كردند تنها دختر و همسفر ابوذر كه بر سر راه نشسته بود آنان را خبر كرد، آمدند كفن گران بهايى بر او پوشاندند و «عبد اللّه بن مسعود» صحابى بزرگوار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او نماز خواند و با احترام تمام او را به خاك سپردند [٣].
٢- ابوذر و اشتراكيّت (سوسياليسم)
جمعى از متعصبين به خاطر علاقه به «معاويه» و «بنى اميه» و يا علاقه بيش از حد به «عثمان» سعى كردهاند، شخصيت «ابوذر» را زير سؤال ببرند
[١] بحار الانوار، جلد ٢٢، صفحه ٣٩٨.
[٢] در «معجم البلدان» آمده است كه «ربذه» از قراى اطراف «مدينه» است كه سه روز با آن فاصله كرد (حدود ١٥٠ كيلومتر).
[٣] مطالب بالا از كتب معروف متعددى تلخيص شده است مانند شرح نهج البلاغه «ابن ابى الحديد»، شرح مرحوم «شوشترى» و شرح مرحوم «خويى» بر نهج البلاغه و بحار الانوار.