پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٤ - ترجمه
مىداشتند. و اگر سهمى از آن را به خود اختصاص مىدادى (و با آنها كنار مىآمدى) به تو امان مىدادند!
شرح و تفسير ابوذر قهرمان مبارزه با فساد!
همان گونه كه قبلا اشاره شد، اين سخن را على عليه السّلام به هنگام تبعيد «ابوذر» از سوى «عثمان» به «ربذه» بيان فرمود.
در روايات آمده است هنگامى كه «ابوذر» از «مدينه» به سوى «ربذه» تبعيد شد «عثمان» دستور داد، در ميان مردم ندا در دهند كه احدى حق ندارد با «ابوذر» سخن بگويد، يا او را بدرقه كند. سپس «عثمان» به دامادش «مروان بن حكم» دستور داد همراه او حركت كند (تا كسى جرأت نزديك شدن به «ابوذر» را نداشته باشد). «مروان» «ابوذر» را به سوى تبعيدگاه حركت داد و مردم از «ابوذر» فاصله گرفتند تنها كسانى كه او را بدرقه كردند «امير مؤمنان على عليه السّلام» و برادرش «عقيل» و «حسن عليه السّلام» و «حسين عليه السّلام» و «عمّار» بودند. امام حسن عليه السّلام در اثناى راه با «ابوذر» سخن مىگفت (و او را دلدارى مىداد) «مروان» خشمگين شد، گفت: اى حسن! خوددارى كن! مگر نمىدانى امير مؤمنان (عثمان!) مردم را از سخن گفتن با اين مرد، نهى كرده است؟! اگر نمىدانستى اكنون بدان! على عليه السّلام به او حمله كرد و با تازيانه بر سر مركب او كوبيد و فرمود: «دور شو! خداوند تو را در آتش دوزخ بيفكند».
«مروان» خشمگين به سوى «عثمان» برگشت و جريان را خبر داد. «عثمان» از اين مسأله سخت بر افروخته شد [١].
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ٨، صفحه ٢٥٢.