پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٩ - نكته دوستان ديروز و دشمنان امروز
نكته دوستان ديروز و دشمنان امروز
گفتار بالا، بيانگر اين حقيقت بود كه اهل باطل گرچه براى رسيدن به مقصود در آغاز دست يكديگر را مىفشارند و با هم متحد مىشوند ولى هنگامى كه به پيروزى رسيدند هر كدام سعى مىكند، ديگرى را از ميان بر دارد و ميوههاى درخت پيروزى را به تنهايى بچيند.
نمونه روشن آن اتحاد «طلحه و زبير» در جنگ «جمل» است كه موضوع اصلى خطبه را تشكيل مىدهد و جالب اين كه: نشانههاى اين رقابت ويرانگر، حتى قبل از آغاز جنگ جمل، در ميان آن دو ديده مىشد. «ابن ابى الحديد» از مورخان نقل مىكند كه: «آن دو قبل از وقوع جنگ جمل، در مسأله امام جماعت لشكر، با هم اختلاف كردند و هنگامى كه كار اختلاف بالا گرفت «عايشه» براى خاموش كردن آن دو، دستور داد فرزند «طلحه» به نام «محمّد» يك روز امامت جماعت را بر عهده بگيرد و فرزند «زبير» به نام «عبد اللّه» روز ديگر، تا جنگ پايان يابد» [١].
از سوى ديگر «طلحه» از «عايشه» تقاضا كرد به مردم بگويد: بر او به عنوان امير المؤمنين سلام بگويند، «زبير» نيز چنين تقاضايى را داشت، «عايشه» به ناچار سفارش كرد به هر دو به عنوان امير سلام كنند.
و نيز در مسأله فرماندهى لشكر، با يكديگر اختلاف كردند، «طلحه» اصرار
[١] همين معنا در «مروج الذهب مسعودى» در شرح جنگ جمل آمده است و «مسعودى» مىافزايد: تقسيم امامت نماز به اين صورت نيز به سادگى انجام نشد، بلكه بعد از گفتگو و درگيرى طولانى بين «طلحه و زبير» انجام گرفت. (مروج الذهب، جلد ٢ صفحه ٣٦٧ چاپ دار المعرفة بيروت).