پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - شرح و تفسير پاسخ به بهانه جويان خوارج
مثلا قرآن مجيد مىگويد: « «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»؛ هر گاه دو گروه از مؤمنان نزاع و جنگ كنند آنها را آشتى دهيد.
و اگر يكى از آنها بر ديگرى تجاوز كرد با گروه متجاوز مبارزه كنيد تا به فرمان خدا باز گردد، هر گاه بازگشت، در ميان آن دو بر طبق عدالت، صلح، برقرار سازيد و عدالت پيشه كنيد! كه خداوند عادلان را دوست دارد» [١].
بى شك جنگ «صفّين» يكى از مصداقهاى اين آيه بود، وظيفه حكمين- اگر انسانهاى درستكار و هوشيارى بودند- اين بود كه بگويند: هنگامى كه مردم با على عليه السّلام بيعت كردهاند، و علاوه بر نص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، جمهور كشور اسلام و صحابه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به خلافت پذيرفتهاند آن كس كه راه خلاف را برگزيده مصداق باغى و ظالم است بايد به سوى جمهور مردم، برگردد و توبه كند و اگر نكرد همه مسلمين وظيفه دارند با او بيكار كنند تا از طريق خلاف بازآيد.
مسأله حكميّت چيزى جز اين نيست همان كارى كه همه قضات اسلامى انجام مىدهند، يعنى احكام كتاب و سنت را بر مصاديق آن تطبيق كرده و حكم صادر مىكنند.
آيا اين سخن جاى ايراد دارد؟ ولى افسوس! كه جاهلان و ناآگاهان «خوارج» اين مطلب واضح را درك نمىكردند و تعصب و لجاجت به آنها اجازه نمىداد و به هدف اصلى حكميّت در همه جا و در همه چيز برسند.
آن گاه امام عليه السّلام در توضيح اين معنا مىافزايد: «هنگامى كه آن قوم (شاميان) ما را دعوت كردند كه قرآن ميان ما و آنها حاكم باشد، ما گروهى نبوديم كه به
[١] حجرات، آيه ٩.