پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٥ - ترجمه
غزوات اسلامى مشاهده شده بود.
بديهى است اگر مسلمين در وطن خود مىماندند و دشمنان به سوى بلاد آنها هجوم مىآوردند، كار بسيار پيچيدهتر مىشد، چه بهتر كه توكّل بر خدا كنند و به دشمن در خارج بلادشان هجوم برند.
نكته سوّم اين كه: خليفه دوّم از عدم موازنه قواى مسلمين و دشمنان اسلام نيز وحشت داشت، امام عليه السّلام در پاسخ او مىفرمايد: «اما آنچه درباره تعداد زياد سربازان دشمن ياد آور شدى، بدان كه ما در گذشته در نبرد با دشمن بر اساس كثرت نفرات پيكار نمىكرديم، بلكه با يارى و كمك خداوند جنگ مىنموديم (و پيروز مىشديم)». (و أمّا ما ذكرت من عددهم، فإنّا لم نكن نقاتل فيما مضى بالكثرة، و إنّما كنّا نقاتل بالنّصر و المعونة).
در واقع «عمر» دو چيز را دليل بر قوّت و قدرت لشكر دشمن مىدانست، يكى كثرت و فزونى نفرات آنها، و ديگر حركت و هجوم آنها به سوى بلاد اسلام، و امام عليه السّلام هر دو را به يك چيز- البتّه با دو تعبير- پاسخ گفت، و آن اين كه: ما هرگز به آن نيروى ظاهرى بر دشمن غلبه نكرديم، و در تمام ميدانهاى نبرد نصرت و امداد الهى شامل حال ما گشت، و على رغم كمى نفرات و فزونى و هجوم دشمن بر آنها غلبه كرديم.
به اين ترتيب امام عليه السّلام هم او را تشجيع به مقابله با دشمن كرد، و هم تأكيد فرمود كه شخصا در ميدان نبرد حاضر نشود، عمر هر دو را پذيرفت و سرانجامش پيروزى لشكر اسلام بود.
نكته نبرد قادسيه و نهاوند
در ميان مسلمين و سپاه «ساسانيان» دو نبرد مهم در زمان خلافت «عمر»