پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - شرح و تفسير آنها برادران من بودند!
خشوع بر چهرههاى آنها نشسته بود، (آرى) برادران من آنها بودند كه رفتند، پس سزاوار است كه تشنه ديدار آنها باشيم و از فراقشان انگشت حسرت به دندان بگزيم!
شرح و تفسير آنها برادران من بودند!
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه براى تحريك نيروها و تشويق آنها به جهاد، و سرزنش و ملامت در برابر كوتاهىها و كاستىها، يادى از دوستان شجاع، مؤمن و آگاه خود مىكند؛ كه هم در ميدان نبرد و جهاد با دشمن مىدرخشيدند و هم در ميدان اطاعت و عبادت و بندگى خدا پيشرو پيشگام بودند، مىفرمايد:
«كجايند آنها كه به اسلام دعوت شدند و (از جان و دل) آن را پذيرفتند. قرآن را تلاوت كردند و به خوبى آن را شناختند و به كار بستند، به جهاد دعوت شدند و عاشقانه به سوى آن حركت كردند، همچون عشق «ناقه» به بچههايش، غلاف شمشيرها را كنار انداختند (و فكر عقبنشينى از سر به در كردند) و گرداگرد زمين (در جبهه مختلف) گروه گروه و صف در صف احاطه نمودند (سرانجام) بعضى شهيد شدند و بعضى رهايى يافتند» (أين القوم الّذين دعوا إلى الإسلام فقبلوه، و قرؤوا القرآن فأحكموه، و هيجوا [١] إلى الجهاد فولهوا [٢] و له اللّقاح [٣] إلى أولادها، و سلبوا السّيوف أغمادها [٤]،
[١] «هيجوا» فعل مجهول از مادّه «هيجان» است و در اين جا مفهومش اين است كه آنها را به سوى جهاد برمىانگيختند.
[٢] «و لهوا» از مادّه «و له» (بر وزن فرح) به معنى شدت اشتياق يا شدت حزن است.
[٣] «لقاح» جمع «لقوح» به معنى ناقه (شتر ماده) است.
[٤] «اغماد» جمع «غمد» (بر وزن هند) به معنى غلاف شمشير است.