پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - شرح و تفسير شرورترين مردم!
من گروه معتدل و ميانه روند، غلوّ كننده بايد به سوى آنها باز گردد و مقصر و عقب افتاده بايد به آنها ملحق شود» [١].
و به دنبال آن، دستور مهم ديگرى صادر مىكند همان چيزى كه «خوارج» به خاطر مخالفت با آن، در آن وادى خطرناك ضلالت و گمراهى افتادند مىفرمايد: «هميشه همراه جمعيّتهاى بزرگ (اكثريت طرفدار حق) باشيد كه دست خدا با جمعيّت است» (و الزموا السّواد [٢] الأعظم فإنّ يد اللّه مع الجماعة).
و براى تاكيد بيشتر درباره اين موضوع مىفرمايد: «از جدايى پرهيزيد (جدايى از تودههاى عظيم و مؤمن) زيرا افراد تنها و جدا، نصيب شيطانند!، همان گونه كه گوسفند تك رو، طعمه گرگ است!» (و إيّاكم و الفرقة! فإنّ الشّاذّ [٣] من النّاس للشّيطان، كما أنّ الشّاذّ من الغنم للذّئب).
هميشه تودههاى مؤمن، در مسير حق حركت مىكنند و اگر گروهى دچار اشتباه شوند، گروه ديگر آنها را آگاه مىسازند و از خطر گمراهى نجات مىدهند، ولى افراد تكرو و گروههاى كوچك و منزوى از جامعه اسلامى، گرفتار انواع خطاها و انحرافات مىگردند. و شيطان هميشه وسوسههاى خود را در ميان آنها تشدد مىكند، و صيد خوبى براى لشكر شيطانند همان گونه كه وقتى گوسفندى از گله گوسفندان جدا و از زير نظر چوپان خارج مىشود، گرگها به او حمله
[١] بحار الانوار، جلد ٦، صفحه ١٧٨.
[٢] «سواد» در اصل به معنى سياهى است ولى از آن جا كه جمعيّت انبوه يا درختان انبوه و فشرده از دور سياهى مىزنند اين واژه در اين دو معنا نيز به كار رفته است و در خطبه بالا به معنى جماعت و گروه است.
[٣] «شاذ» از مادّه «شذوذ» به معنى كم و نادر بودن گرفته شده و به كسانى كه از جمعيت جدا مىشوند و تك روى دارند «شاذ» اطلاق مىشود.