پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - شرح و تفسير اگر اميد شهادت نداشتم
المال و داورى ميان مسلمين و احقاق حقوق كنم. اين دو، چگونه با يكديگر سازگار است؟
ديگر اين كه: حضرت از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مژده شهادت را شنيده بود، و مىدانست به دست اشقى الآخرين (عبد الرحمن ابن ملجم) شهيد مىشود، چگونه مىفرمايد: من اميد شهادت در ميدان نبرد دارم؟
سوّم اين كه: امام عليه السّلام چگونه مىتواند مقام امامت و پيشوايى خود را رها كند و از ميان مردم برود؟
در پاسخ سؤال اوّل بايد گفت: رسيدن به فيض شهادت، يكى از اهداف والاى آن حضرت براى ماندن در ميان آن گروه بود و مانعى ندارد كه اهداف ديگرى نيز داشته باشد، و چون اهداف ديگر را قبلا بيان فرموده بود، نيازى به ذكر آنها نديده است [١].
و در پاسخ سؤال دوّم مىگوييم: «لقاء عدوّ»، هر چند در بدو نظر، ملاقات در ميدان جنگ را تداعى مىكند، ولى در عين حال، مفهوم گستردهاى دارد كه هر گونه برخورد با دشمن را شامل مىشود، و مىدانيم شهادت امام عليه السّلام نيز يكى از مصداقهاى آن بود.
و در پاسخ سؤال سوّم مىتوان گفت كه: بيرون رفتن از ميان يك گروه فاسد و غير قابل اصلاح، مفهومش ترك وظايف امامت نيست بلكه امام عليه السّلام مىتواند به ميان جمعيّت آمادهترى برود، همان گونه كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مردم «مكه» را رها كرد و به ميان مردم «مدينه» رفت.
[١] متأسفانه، شارحان نهج البلاغه تا آن جا كه ما ديدهايم وارد اين بحث و جواب گويى از اين سؤالات نشدهاند تنها مرحوم «بيهقى» از علماى قرن ششم، به پاسخ سؤال سوّم پرداخته و چنين گفته است: كه امام عليه السّلام اين سخن را قطع نظر از مقام امامت بيان فرموده و گرنه مقام امامت ايجاب مىكند كه او در هر شرايط در ميان مردم باشد و به تعبيرى ديگر حضرت مىفرمايد: اگر مقام امامت نبود و من از اين نظر آزاد بودم شما را رها مىساختم.