عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٠٥ - ٣٧١ - مقام ابن ابى عمير
آن جناب در تمام امور حيات اعم از جهات اعتقادى و عملى و اخلاقى و عرفى و اقتصادى و فردى و اجتماعى، انسانى تك و موجودى بىنظير در ميان مردم زمانش بود و احدى نبود مگر اين جلالت قدر و عظمت شأن او را مىستود و وى را در جميع جهات انسانى عنصرى كمنظير و منبعى الهى و محورى خدايى و والا مىدانست.
رجال زمان ائمه درباره اين عارف سترگ گفتهاند:
محمد بن ابى عمير اين اسوه حسنات از يونس بن عبدالرحمن كه خود محدثى جليل القدر است از هر جهت شايستهتر و صالحتر و از آن جناب در امور دينى فقيهتر و در دانش و بينش افضل بود.
حسودان بىدين و متكبران بىانصاف و دنياپرستان بىشخصيت و آنان كه خالى از مردانگى بودند نزد هارون از وى سعايت كردند.
او را در عين مصادره تمام اموال به زندان بردند و از وى خواستند ياران و دوستداران ائمه : و شيعيان فعال و مجاهدان بزرگ را به دولت ظالم بنىعباس معرفى كند و براى اقرار او از هر جهت بر وى سخت گرفتند.
در زندان از ضرب و شتم و آزار او فروگذار نكردند، به وى گرسنگى و تشنگى سخت دادند، ولى تقواى بالاى وى و عقل مستقيم او و جهاد جانانهاش با هواى نفس وى را از افشاى اسرار حفظ كرد، تا او را به حياط زندان بردند و از پا به وسيله طناب بين دو درخت آويختند و صد ضربه تازيانه سخت به او زدند تا جايى كه مىگويد: نزديك بود در امتحان رفوزه شوم، نداى محمد بن يونس را شنيدم: دادگاه قيامتت را به ياد آور، بر آن ضربتها صبر كردم و از دادن اطلاعات به دولت هارون خوددارى نمودم و بر اين تقوا و استقامت، خدا را شكر كردم[١].
[١] - عرفان اسلامى: ٩/ ١٣٤.