عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦ - ٣٤ - حكايت سه مرد گنهكار در قرآن
آن سه نفر از مردم مدينه و از طايفه انصار به نامهاى: كعب بن مالك، فزارة بن ربيع و هلال بن اميه بودند.
داستان آنان با كمى اختلاف كه در بعضى از تفاسير ديده مىشود بدين قرار است:
جنگى به نام «تبوك» براى مسلمانان پيش آمد. در آن جنگ به مسلمانان خيلى سخت گذشت و به فرموده قرآن در آيه ١١٩ سوره توبه براى مسلمانان ساعت عسرت و هنگامه سختى بود، جابر بن عبدالله مىگويد:
ما در اين جنگ گرفتار سه نوع سختى شديم، سختى زاد و توشه، كمبود آب، گرسنگى و تشنگى چهارپايان و پياده ماندن مردم. رهبر اسلام به فرمان خداوند ازمردم براى شركت در آن جهاد مقدس دعوت كرد. منافقان و در مدينه و اطراف آن مشغول تبليغات سوء شدند و براى سست كردن اراده مسلمانان از شركت در جنگ، به فعاليت پرداختند و گفتند: اين چه بساطى است كه هر ماه و هر هفته بايد به جهاد رفت و مال و جان به هدر داد، اين چه آيينى است كه ما را از زندگى بازداشته و راحتى را از ما سلب كرده است.
تبليغات آنان در عدهاى از مردم اثر گذاشت و ايشان بدون عذر شرعى از شركت در آن جهاد مقدس خوددارى كردند. و اگر پيامبر بزرگ ٦ با تبليغات غلط آنان و خوددارى آن سه چهره مشهور مبارزه نمىكرد در آينده، سنت ناپسندى گذاشته مىشد و هر كسى به كمترين بهانهاى از شركت در جنگ فرار مىكرد.
رسول خدا ٦ پس از بازگشت از جهاد، مورد استقبال مردمى كه از شركت در جهاد معذور بودند قرار گرفت. آن سه نفر هم كه به بهانه جمع كردن ميوه و انجام كارهاى عقب افتاده، در واقع به خاطر سستى و تنبلى در جهاد شركت نداشتند به استقبال آمدند. رسول خدا ٦ دستور اكيد دادند كه احدى از مسلمانان حق معاشرت و رفت و آمد با آنان را ندارد؟!
تمام مردم مدينه عليه آنان بسيج شدند. فروشندگان به آنان جنس نفروختند، معاشران