عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٥ - ٢٢٣ - دستيابى به مقام ملكوتى با نماز
كرد؛ به همين خاطر است كه اين مسجد يكى از پر بركتترين مساجد روى زمين است و ساعتى در شبانهروز نيست مگر اينكه خداوند مهربان، در آن مسجد به وسيله مردم و اولياى خدا به وسيله نماز و قرآن و دعا و تعليم و تعلم عبادت نشود.
در هر صورت، ساختن مسجد شروع شد، گوهرشاد خانم هر چند روز يكبار جهت سركشى ساختمان به محوطه كار مىآمد و دستورهاى لازم را به معماران و استادكاران مىداد.
روزى براى سركشى ساختمان آمد، باد مختصرى وزيدن گرفت، گوشه چادر خانم به وسيله باد كنار رفت. يكى از عملهها چهره او را ديد، دلباخته آن زن شد. جرأت اظهار نظر براى او نبود؛ زيرا بيم آن داشت كه او را اعدام كنند، عمله و اظهار عشق به ملكه مملكت!!
دو سه روزى نگذشت كه عمله بيچاره مريض شد، پرستارش تنها مادر دردمندش بود.
طبيب از علاج او عاجز شد، مادر مهربان كنار بستر تنها فرزندش گريه مىكرد، فرزند چارهاى نديد جز اينكه دردش را به مادر اظهار كند. مادر ساده دل و ساده لوح، براى رفع اين مشكل به گوهر شاد خانم مراجعه كرد و درد فرزندش را با او در ميان گذاشت و علاج را از آن زن بزرگوار خواست و به او گفت: اگر اقدام نكنى تنها پسرم از دستم مىرود و در قيامت دامن تو را جهت خونخواهى فرزندم خواهم گرفت.
گوهر شاد خانم، از اين داستان بسيار ناراحت شد و به آن مادر دلسوخته گفت: چرا اين مشكل را زودتر با من در ميان نگذاشتى تا بندهاى از بندگان خدا را از گرفتارى نجات دهيم؟ آن گاه گفت: اى مادر! به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسان و بگو: من حاضرم با تو ازدواج كنم، ولى شرطى را بايد من رعايت كنم و شرطى را تو بايد رعايت كنى، اما شرطى كه من بايد رعايت كنم جدايى از شاهرخ ميرزاست، اما شرطى كه تو بايد رعايت كنى پرداختن مهريه به من است، قبل از اينكه در خط اين ازدواج قرار بگيرى و آن مهريه اين است كه چهل شبانهروز در محراب زير گنبد مسجد نماز بخوانى و ثوابش را به عنوان