عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٠ - ١٠٣ - عالمان هوىپرست، اساس حكومت بنىاميه
راستى اگر ايستادگى امامان شيعه و ياران با وفاى آنان نبود، احدى تا قيامت موفق به يافتن اسلام صحيح نمىشد.
منصفين اهل سنت عقيده دارند كه گرچه نويسندگان شش كتاب اصولى اهل سنت براى بازشناساندن احاديث صحيح رنج زيادى بردند؛ باز در همين كتب، احاديثى يافت مىشود كه با اصول اسلام راستين موافق نيست و دست آلوده جعل حديث از آنها پيداست.
سه نفر از علماى اوليه اهل سنت، كه صاحب سه كتاب از شش كتاب معروفند، براى تهذيب احاديث مورد قبول خودشان زحمت زيادى كشيدند!!
محمد بن اسماعيل بخارى (١٩٤- ٢٥٦ ق)، هزار شب تا صبح بيدار ماند تا توانست از ميان ٦٠٠ هزار حديث ٥٩١٠٠٠ حديث را مردود كرده و تنها نه هزار حديث انتخاب كند و با آن نه هزار جامع خود را نوشت!!
مسلم بن حجاج قشيرى (متوفاى ٢٦١) از ٣٠٠ هزار حديث ٢٩٣ هزار آن را كنار زد و تنها هفت هزار حديث براى نوشتن كتاب صحيح خود انتخاب كرد!!
احمد بن حنبل (متوفاى ٢٤١) با زير و رو كردن يك ميليون حديث ٩٦٠ هزار آن را مردود دانست و چهل هزار آن را قبول كرد و مسند خود را به وجود آورد.
مهم اينجا است كه وقتى شيعه احاديث مورد قبول اين كتب اهل سنت را با شرايط الهى و قرآنى خودش به ميزان سنجش مىكشد، چيزى به عنوان خبر و حديث صحيح و مورد قبول جز قسمتى خيلى محدود باقى نمىماند و از همين مرحله شما حساب كنيد ببينيد، به دست عالمان هوىپرست چه بلاها به سر اسلام آمده است؟!!
آنان با جعل آن همه حديث، از چهره معاويه كه بويى از اسلام نبرده بود يك مسلمان راستين و يك انسان لايق جانشينى پيامبر ٦ ساخته بودند!! و او را در كليه برنامههايش مجتهدى اسلامى معرفى نموده و مىگفتند: اگر هم خطايى از او سربزند در اجتهاد اشتباه