شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٢٦ - حسد كردن حشم بر غلام خاص
خر: استعارت از عامه. آنان كه قدرت درك حقيقت ندارند، كه حيات حيوانى دارند نه روح انسانى.
آن كه خدايش توفيقى چنان بخشيده كه عظمت مقام ولى او را در دل خود ديده، هيچ گاه از او نتواند بريد، چرا كه داند بىاو به هيچ منزلى نتواند رسيد. بلكه بريدن از او برايش متصوّر نيست چنان كه شعاع از آفتاب و ماهى از آب.
|
و آن كه گردشها از آن دريا نديد |
هر دم آرد رو به محرابى جديد |
|
|
او ز بَحرِ عَذاب آب شور خورد |
تا كه آب شور او را كور كرد |
|
|
بحر مىگويد به دست راست خور |
ز آب من اى كور تا يابى بصر |
|
|
هست دست راست اينجا ظنّ راست |
كو بداند نيك و بد را كز كجاست |
|
|
نيزه گردانى است اى نيزه كه تو |
راست مىگردى گهى گاهى دو تو |
|
ب ١١١٧- ١١١٣ دريا: استعارت از قدرت حق تعالى كه متصرف در عالم است و حركت هر چيز از اوست.
محراب: استعارت از كسانى است كه نادانان آنان را كامل و صاحب قدرت مىپندارند.
بحر: دريا.
عَذب: گوارا.
از بحر عذب آب شور خوردن: از خدا رو گرداندن و به سببهاى ظاهرى توجه كردن.
دست راست: استعارت از آگاهى و بصيرت.
به دست راست خوردن: استعارت از تفحص كردن و از روى علم در كارى در شدن، و در آن تلميحى است به حديث نبوى «إنَّ النَّبِيَّ ٦ قالَ لِيَأكُل احَدُكُم بِيَمِينِه وَ يَشرَب بِيمينهِ وَ ليُعطَ بِيَمِينِه فَإنَّ الشَّيطانَ يَأكُلُ بِشِمالِه وَ يَشرَبُ بشَمالِه وَ يُعطِى بِشِمالِه وَ يأخُذ بشماله.» (سنن ابن ماجه، كتاب اطعمه، حديث ٣٢٦٦) چنان كه اگر خورنده با دست راست خورد از گزند شيطان در امان است. طالب اگر با علم در پى هدايت رود گمراه نخواهد گشت.
ظنّ راست: مقصود علم است، نه ظن به معنى لغوى آن.
نيزه گردان: استعارت از مؤثر و متصرف در عالم.
|
پس يقين در عقل هر داننده هست |
اينكه با جنبنده جنباننده هست |
|
|
گر تو او را مىنبينى در نظر |
فهم كن آن را به اظهار اثر |
|