شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٠ - مقدمه مولانا
چه، اين تعبير در جاى ديگر نيز آمده است.
|
سخت خوش مستى ولى اى بو الحسن |
پارهاى راه است تا بينا شدن |
|
٥٠٤/ ٤ يا صَغِيَر السِّنِّ ...: مأخوذ از غزلى است كه مولانا سروده است:
|
بهر تو گفته است منصور حلاج |
يا صغيرَ السِّنِّ يا رَطبَ البَدَن |
|
|
شير مست شهد تو گشت و بگفت |
يا قَريبَ العَهد فِى شُربِ اللَّبَن |
|
(ديوان كبير، ب ٢١٢٥٧- ٢١٢٥٨) نيكلسون «صغير السّن» را دندان كوچك معنى كرده و بعضى از او پيروى كردهاند و آن خطاست. صغير السّن بر گردان خردسال و نورس است. بايد توجه داشت كه مخاطب مولانا در غزل، كودك شير خوار كه تازه دندان بر آورده است نيست. تركيب «صغير السّن» در جاهاى ديگر نيز به همين معنى كه گفتيم آمده است: غرسُ النِّعمة در مخاطبه احمد بن ابى دؤاد آرد: «فقالا اختَرنا مُحَمَّد بنَ الواثِقِ فَقالَ بَخّ بَخّ ابن أميرِ المؤمِنينَ وَ احَقُّ النّاسِ بِميراثِهِ الّا أنَّهُ صَغِيرُ السِّنِّ لا يُصلحُ لِلِامامَةِ.» (الهفوات النادرة، ص ٣٦٥) ذات احديت عزّ اسمه را جلوههاست، ديدههاى كوتاه بين حقيقت اين جلوهها را درك نتوانند كرد. و چون خداوندان اين ديدهها خردشان ناقص است در اشتباه خواهند افتاد و گروهى مشبه مىشوند. ذات بىنقش گاه نقشى را در هم مىريزد و آثار وجودى را از ميان مىبرد تا نشان دهد كه او منزه است از اينكه در صورتى در آيد يا تجسمى پذيرد. اين مطلب را ابن عربى بدين صورت گويد:
|
فَإن قُلتَ بِالتَّنزيهِ كُنتَ مقيَّداً |
وَ إن قلت بالتَّشبيه كُنتَ مُحَدِّدا |
|
|
وَ إن قُلت بالأمرين كنت مُسدَّدا |
و كنت إماماً فى المعارِفِ سَيِّدا |
|
(شرح نيكلسون، ذيل بيت ٥٩) و حاصل آن كه حق تعالى شأنه در هر صورتى كه تجلّى كند نه آن است و نه از آن به كران است چنان كه مولى امير مؤمنان (ع) فرمايند: «مَعَ كُلِّ شَىءٍ لا بِمُقارَنةٍ وَ غَيرُ كُلِّ شىءٍ لا بِمُزايَلَةٍ.» (نهج البلاغه، خطبه ١)
|
چشم حس را هست مذهب اعتزال |
ديده عقل است سنّى در وصال |
|