ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - ه دعاهاى انتخابى از حضرت امام حسين
تسبيح مىكنم تسبيح كردنى خدا را در ساعتهاى شب و در طرفهاى روز تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را در بامداد و در وقت عصر تسبيح مىكنم تسبيحى خدا را در آخر روز و در اوّل روز تسبيح كنيد تسبيح كردنى لايق خدا را وقتى كه داخل شويد در شام و هنگامى كه داخل شويد در صبح و براى خداست ستايش در آسمانها و زمين و در آخر روز و در وقتى كه برسيد به ميان روز، بيرون مىآورد خداى تعالى زنده را از مرده و بيرون مىآورد مرده را از زنده و زنده مىكند زمين را بروئيدن گياه پس از مردن و خشكى آن و همچنين بيرون آورده مىشويد (يعنى در روز حشر)، منزّه است پروردگار عزّت و غلبه از آنچه تعريف مىكنند او را مشركان و تحيّت و درود باد بر فرستادگان خدا و همه ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است و نيست حركتى و نه قوّتى مگر به خداى بلند مرتبه بزرگ، منزّه است خداى صاحب سلطنت و پادشاهى[١] منزّه است صاحب غلبه [و عظمت] و جبروت منزّه است پادشاه راست ثابت پاكيزه منزّه است پادشاه زندهاى كه نمىميرد، منزّه است ثابت هميشه منزّه است زنده به خود بر پاى منزّه است بلند مرتبه بالاتر از همه چيز منزّه است او و بلند است بسيار منزّه و پاكيزه است پروردگار فرشتگان و روح[٢] خداوندا بدرستى كه من داخل در صباح شدم از جانب[٣] تو در نعمت و سلامتى كامل پس تمام كن بر من نعمت خود را و سلامتى از جانب ترا براى من به سبب خلاصى از آتش و روزى گردان به من شكرگزارى ترا و سلامتى از جانب ترا هميشه هر قدر كه زنده گذارى مرا خداوندا به سبب روشنى راهنمائى تو[٤] راه يافتهام و به نعمت تو داخل در صباح و شام گرديدهام به صباح آوردم در حالى كه گواه مىگيرم ترا و كافىاى تو از براى گواهى و گواه مىگيرم فرشتگان ترا و بردارندههاى عرش ترا و پيغمبران ترا و فرستادگان ترا و همه آفريدگان ترا و آسمانهاى ترا و زمين ترا به آنكه تو توئى خدا كه نيست خدائى مگر تو يكتا و تنهائى تو نيست شريكى براى تو و آنكه محمّد كه رحمتهاى تو باد بر او و بر آل او بنده توست و فرستاده توست و تو بر
[١] -مراد از ملكوت پادشاهى در آسمانها است يا پادشاهى در آخرت است و مراد از ملك پادشاهى روى زمين است يا اين كه پادشاهى در دنيا است. و اللَّه يعلم
[٢] -مراد از روح در اين مقام جبرئيل است و ذكر او بعد از ملائكه با وجود آنكه از جمله ايشان است از جهت زيادتى اهتمام به شأن جبرئيل است و ممكن است كه مراد پيغمبران باشد يا آنكه قرآن باشد يا همه كتابهاى خداى تعالى باشد يا آنكه مراد نفس آدميان است مطلقا. و اللَّه يعلم
[٣] -جانبهاى خود را مراد از دو جانب آسمان مشرق و مغرب است يا آنكه شمال و جنوب است يا آنكه سطح بيرونى و اندرونى آن است و كنايه از نهايت خضوع و خشوع و فروتنى است.
[٤] -يعنى به سبب پيغمبران و امامان تو كه نور تو هستند.