ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٩٢ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان خداوندا توئى پادشاه ثابت آنكه نيست خدائى مگر تو توئى پروردگار من و من بنده توام كردهام بدى بسيار را و ستم نمودهام نفس خود را و اقرار كردهام به گناه خود و نمىآمرزد گناهان را مگر تو پس بيامرز مرا [اى بسيار بخشنده و بسيار سپاسگزار] خداوندا بدرستى كه من ستايش مىكنم ترا و تو براى ستايش سزاوارى بر آنچه مخصوص ساختى مرا به آن از بخششهاى بسيار نفيس[١] و آنچه رسيده است به من از احسان تو كه كامل است و آنچه عطا نمودهاى به من آن را از نيكوئى تو به سوى من و جاى دادى تو مرا به آن از جايگاه عدالت و رسانيدى به من از نعمت خود كه رسيده است به سوى من و از دفع گردانيدن تو بلاها را از من و توفيق دادن تو[٢] مرا و برآوردن مر دعاى مرا در هنگامى كه مناجات نمايم ترا در حالى كه طلبكنندهام و مىخوانم ترا در حالى كه ستم رسيدهام و سؤال مىكنم ترا پس مىيابم ترا در جايها و موضعها همه آنها براى من اصلاحكننده و در كارها يارىكننده [نگهبان] و براى گناهان من آمرزنده و از براى عيبها و قبيحها من پوشاننده و آنكه نيافته باشم من (يعنى هميشه يافتم) نيكوئى ترا يك چشم بر هم زدنى از وقتى كه[٣] فرود آوردهاى مرا در خانه امتحان (يعنى دنيا) تا آن كه ببينى كه چه چيز پيش مىفرستم به سوى تو از براى خانه آرامگاه خودم (يعنى آخرت). پس من آزار كرده توام از همه آفت و بلاها و مصيبتها در سختىها و از اندوههائى كه حمله كردند مرا در آنها حزن و دلگيريها به تيرهاى[٤] انواع بلا و از برگشتن تعب و مشقّت قضا بياد نمىآورم از تو مگر نيكوئى و شفقت را و نمىبينم از تو غير از زيادتى نعمت را نيكوئى تو مرا فرو گرفته است و زيادى بخشش تو بر من پياپى است و نعمتهاى تو نزد من پيوسته و پيشىگيرنده است. ثابت و موجود نساختى[٥] ترس مرا بلكه راست كردى تو اميد مرا[٦] و رفاقت
[١] -كه خواهش كنند و رغبت نمايند به سوى آن همه كس.
[٢] -توفيق مهيا نمودن اسباب از براى مطلوب خير است.
[٣] -يعنى از وقتى كه موجود نمودى مرا و به دار دنيا فرستادى.
[٤] -معاريض جمع معراض است و آن تيرى است بىپر كه هر دو طرف آن باريك و وسط آن قوى است و انداخته مىشود و مىرسد از جانب پهنا و در اين مقام مراد مطلق تير است.
[٥] -يعنى موجود و وارد نساختى بر من آن مصيبتها و بلاهائى را كه مىترسيدم و از آنها حذر مىنمودم، يا آن كه متحقّق نساختى ترسيدن مرا از آن كه نرسد به من نعمتهاى تو بلكه اميدوارى مرا راست كردى. و اللَّه يعلم
[٦] -بلكه راست آوردى و متحقّق ساختى آنچه را كه اميد داشتم و مىخواستم آن را و حاجتهاى مرا برآوردى. و اللَّه يعلم