ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٩٤ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
هستى در پنهانى از نظرها يگانهاى تو نيست در آن صفات غير تو كسى و نبوده براى آنها سواى تو احدى و نمىتوانند هجوم آورند چشمها بر تو تا آنكه بينند از تو آنچه را كه خواهند و راه نمىيابند دلها براى معرفت كنه تو و نمىرسند عقلها به بزرگى عزّت تو حيران شدند در پادشاهى تو به ته روندههاى از راههاى فكر كردن پس فروتنى نمودند پادشاهان براى هيبت تو و خضوع نمودند روىها به خوارى زارى از براى تو و اطاعت نمود هر چيزى براى بزرگى تو و گردن نهاد هر چيزى براى توانائى تو و فروتنى نمودند براى تو گردنها و واماندهاند نزد تنزيه و ذكر صفات تو نيكو نمودن و زينت دادن لهجهها و گمراه شده است در آنجا تدبير نمودن در تغيير دادنهاى صفتها پس كسى كه فكر كند در اين امر بر مىگردد نظر فكر او به سوى خودش باز مانده و عقل او حيران و فكرش سرگردان خداوندا پس از براى توست ستايش در حالى كه باشد پيوسته به يك ديگر پى در پى منتظم كه هميشه باشد و برطرف نگردد و نشود فانى در پادشاهى تو و محو نگردد در عالم و كم نشود در شناخت تو و مر تراست ستايش به قدر آنچه در شمار نيايد مكرمتهاى او در شب وقتى كه پشت كند و در صبح هر گاه روشن شود و در صحرا [صحراها] و در درياها و بعد از صبح و وقت عصر و در شبانگاه و در بامداد و در ميان روزها و سحرها خداوندا به توفيق تو به تحقيق كه حاضر كردهاى تو نزد من خواهش به سوى ترا و گردانيدهاى مرا از تفضّل خود در حمايت خود نگاهداشتى پس هميشه بودم من در تمامى از نعمتهاى تو و در پياپى واردشدههاى از نعمتهاى تو نگاهداشتهشده به حفظ تو[١] در باز داشتن و دفع كردن دشمن و فرو گرفتهشده به احسان تو در آرامگاه من و بازگشت من و تكليف نكردهاى مرا زياده بر توانائى من از جهت آنكه نخواستهاى از من مگر فرمانبردارى مرا و نيست شكر من و هر چند سعى نمايم در گفتار و مبالغه كنم در كردار آنكه برسد بجاى آوردن حق ترا و نه آنكه همسر و مساوى گردد احسان ترا از جهت آنكه توئى خداى آن خدائى كه نيست خدائى مگر تو غايب نبودهاى و پنهان نمىشود از تو پنهانى (از مردمان) و پوشيده نمىگردد بر تو پوشيده شده (از ديگران)
[١] -يعنى تو مرا نگاهداشتى.