ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٨٩ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
و اگر اين دعا را شخصى در شهرى بخواند و آن شهر بسوزد و خانه او در وسط آن شهر باشد، هر آينه خانه آن شخص نجات يابد و منزل او را نخواهد سوخت، اگر اين دعا را شخصى چهل شب جمعه بخواند خداى تعالى مىآمرزد از براى او همه گناهانى كه ميان او و ميان آدميان باشد و اين دعا را غمناكى و اندوهناكى نمىخواند مگر آنكه خداى تعالى او را از آن غم و اندوه نجات دهد و اين دعا را شخصى بر پادشاه ظالمى نمىخواند مگر آن كه خداى حاجت او را بر مىآورد.
ابن طاوس گويد كه: و از براى اين دعا شرح بسيار است كه من به ذكر همين قدر اقتصار نمودم و دعا اين است: ابتدا مىكنم بنام خداى بخشنده مهربان خداوندا بدرستى كه من ترا سؤال مىكنم و سؤال نمىكنم غير ترا و خواهش مىكنم به سوى تو و خواهش نمىكنم به سوى غير تو، سؤال مىكنم ترا اى امان دهنده ترسندگان و پناه دهنده پناه آورندگان توئى گشاينده امرهاى مشكل، توئى صاحب احسان و خيرات توئى تجاوزكننده از لغزشها، توئى برطرف كننده گناهان، توئى ثواب دهنده نيكوئىها، توئى بلندكننده مرتبهها، سؤال مىكنم ترا به تمامترين[١] سؤالها همه آنها و برآمدهترين آنها[٢] كه سزاوار نيست از براى بندگان آنكه مسألت نمايند ترا مگر به آنها، اى خدا، اى بخشنده و به حق نامهاى تو كه نيكويند و به صفتهاى تو[٣] كه بلندند و به حق نعمتهاى تو كه شمرده نمىشوند و به گرامىترين نامهاى تو بر تو و دوستترين آنها به سوى تو و شريفترين آنها نزد تو از روى مرتبه و نزديكترين آنها از جانب تو از جهت وسيله و واسطه و به حق عظيمترين آنها از جهت رسيدن به مقصود و زودترين آنها از جانب تو به بر آوردن مطلوب و به حق نام تو كه به خزانه سپردهشده عظيم بزرگتر بسيار بزرگ است كه دوست مىدارى آن را و خشنودى به آن و راضى مىگردى از كسى كه بخواند ترا به آن نام پس برآوردهاى تو دعاى او را و واجب است بر تو آنكه محروم نسازى تو سؤالكننده خود را[٤] و به حق هر نامى كه آن از براى توست در تورات و انجيل و زبور و قرآن[٥] و به هر نامى كه از براى
[١] -يعنى سؤال مىكنم ترا سؤالى كه باشد تمامترين سؤالها در خواستن مطلبها و در شرايط آن و برآمدهترين آنها باشد، يا آن كه سؤال مىكنم ترا به حقّ سؤالى كه بهترين سؤالها باشد. و اللَّه يعلم
[٢] -مراد به برآمدن سؤال برآمدن مطلبى است كه سؤال كرده مىشود.
[٣] -يا آن كه به حقّ ائمّه و حجّتهاى تو عليهم السّلام كه بلند است مرتبه ايشان.
[٤] -يعنى سؤالكننده خود را به آن نام.
[٥] -قرآن مجيد را فرقان گويند از جهت آن كه فرق مىكند ميان حق و باطل و بيان مىكند هر يك را، يا از جهت آن كه جدا و ممتاز است از كتابهاى ديگر به سبب آن كه در نهايت اعجاز است از فصاحت و بلاغت، يا از جهت آن كه متفرّق و به دفعات نازل شده است. و اللَّه يعلم