ترجمه مهج الدعوات و منهج العبادات سيد بن طاووس - طبسي، محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - ب دعاهاى مولايمان حضرت على بن ابى طالب
و آنچه نمىدانيم از آنچه ديده مىشود و از آنچه ديده نمىشود از آفريدگان تو كه بزرگ است و اى پروردگار كوهها كه گردانيدهاى تو آنها را براى زمين ميخها و از براى مخلوقات آنكه منتفع شوند از آنها[١] و اى پروردگار درياى مملوكه فروگيرنده است همه اطراف زمين را و اى پروردگار ابر برانگيخته شده ميان آسمان و زمين و اى پروردگار كشتى كه راه مىرود در دريا از جهت آنكه نفع برند مردمان از آن، اگر غالب گردانى ما را[٢] بر دشمن ما پس دور گردان ما را از تكبّر و توفيق ده ما را براى رشد[٣] و اگر غالب گردانى تو دشمنان را بر ما پس روزى گردان ما را شهيد شدن و نگاهدار باقى مانده اصحاب مرا از بلا و فتنه.
ابن طاوس عليه الرحمة گفته: و اين است آخر دعا و در اين دعا مذكور است «أظفرتنا»[٤] و همچنين «أظفرتهم» و گمان آنكه به جاى اين دو كلمه «أظهرتنا» و «أظهرتهم» مىبايد به قرينه آن كه بعد از اين دو كلمه «على» واقع شده و اگر «أظفرتنا» و «أظفرتهم» مىبود، بايستى كه بعد از اين هر دو لفظ «ب» واقع مىشد، يعنى بايست كه چنين باشد كه «أظفرتنا بأعدائنا و أظفرتهم بنا» و حال آنكه نه چنين است و هر چند كه حرفهاى جاره بعضى به عوض بعضى ديگر آمدهاند.
٨- ابن طاوس عليه الرّحمة گويد كه: در آخر كتاب احمد بن حسين بن سليمان اين عبارت را يافتم كه نوشته شده بود كه: در نسخهاى كه مقابله كردم اين نسخه را با آن بعد از دعائى كه مذكور شد اين را يافتم: و از آن جمله دعائى است لطيف و شريف از براى مولاى ما امير المؤمنين ٧ در صفّين، اين را در جزو چهارم از كتاب «دفع الهموم و الاحزان» يافتم كه تاليف احمد بن داود نعمانى بود، نوشته شده كه: ابن عبّاس به حضرت امير المؤمنين ٧ در شب صفين گفت كه آيا نمىبينى دشمنان را به تحقيق كه دور ما را فرو گرفتند! پس حضرت فرمودند كه: و به تحقيق كه اين ترا به ترس انداخته است. گفتم بلى. پس آن حضرت فرمودند كه: اين دعا را بخوان و دعا اين است:
خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو آنكه ستم رسيده شوم در پادشاهى تو، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از آنكه گمراه شوم من در راهنمائى تو، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو از آنكه درويش گردم در توانگرى تو، خداوندا بدرستى كه من پناه مىبرم به تو و از آنكه ضايع و ناچيز گردم در نگاهداشتن تو
[١] -يعنى منتفع شوند از درختان آنها و گياهان آنها و چشمه آنها و از سنگ آنها و ساير انتفاعاتى كه در كوه مىباشد. و اللَّه يعلم
[٢]« ان اظفرتنا» متعلق است به« اللهم» يعنى خداوندا اگر غالب گردانى ما را بر دشمن تا به آخر.
[٣] -يعنى راه راست و گفتار و كردار درست و صواب و نيكو.
[٤] -مترجم گويد كه از تتبّع كلام اهل لغت عرب ظاهر مىشود كه صله« ظفر» على و يا هر دو مىباشد چنان كه فيروزآبادى در قاموس گفته كه« ظفره و به و عليه» و جوهرى در كتاب صحاح از اخفش نقل نموده كه عرب مىگويد« ظفرت عليه بمعنى ظفرت به» پس بنا بر اين« اظفرتنا على عدونا» و همچنين« اظفرتهم علينا» درست و صحيح و فصيح است. و اللَّه يعلم