افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٠ - بعثت موسى و هارون
خامسا وقتى فرعون متكبر شكست خورد- مانند ببر زخمى و خشمگين آنان را تهديد به بريدن دست ها و پاها و آويختن شان به دار نمود- هيچ ترسى به دل راه ندادند و گفتند باكى نيست ما به سوى پروردگار خود بر مى گرديم. (من ندانستم كه چگونه آنان به قيامت اعتقاد پيدا كرده بودند).
سادسا آنان اضافه كردند ما اميدواريم كه پروردگار ما گناهان ما را بيامرزد، چون ما اولين ايمان آورندگان بوده ايم.
من از مطالعه اين آيات كه وضع اين دستهى را كه عمر شان به باطل گذشته بود، بيان مى دارد و درجه بالاى ايمان و معلومات دينى را در ٢٠ و يا ٣٠ دقيقه يا حد اكثر يكى دو ساعت بعد از ايمان آوردن پاك، خجالت زده و افسرده شدم، من همه عمرم را از اوايل بلوغ تا اواخر سال هشتاد و يكم عمرم به علم و درس آموختن و مطالعه شبانه روزى گزراندم و بيشتر از ١٣٥ كتاب نوشته ام، و هزاران جلسات درس، موعظه و تدريس را گزرانده ام، شايد ايمان من جامانده به ايمان و شجاعت دينى اين سروران نرسد، به راستى كين طفل يك شبه ره صد ساله رفته است.
خدا به من و همه مؤمنين چنين انقلاب درونى (ايمانى و علمى) را مرحمت بفرمايد.
يك سوال در مورد زن فرعون
آيا زوجه فرعون كه از جمله چهار زن سرآمد زنان مؤمن روزگاران گذشته و آينده است،[١] در وقتى كه موسى به خانه فرعون بود به اثر صحبت هاى او كه هرچند در آن وقت
[١] - آسيه دختر مزاحم زن مؤمنه فرعون، مريم مادر عيسى( سلام الله عليهما)، خديجه دختر خويلد ام المؤمنين اول و فاطمه بنت رسول الله( ص).