افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٣ - استغفار حاملان عرش
اسلامى (حد و تعزير) و فعل طبيعت و مكلفين و حتى فعل صغار مىباشد.[١]
ممكن است گفته شود كه: غفران ذنوب با شفاعت شافعين و توبه و انابهى معصيتكاران و ساير اسباب مغفرت بر اساس عدم منافات بين علل طوليه مشكلى نداشتهباشد تا ما عفو خداوند را در عرض ساير مسقطات قرار دهيم، شفاعت و توبه و .. همه مستند به عفو و رحمت خداوند است،[٢] اين آيه نمىتواند بقيهى اسباب مغفرت را بىاثر نمايد و خصوصاً وجوب توبه را ساقط كند كه گمان نكنم كسى به آن ملتزم شود.
بنابراين آيهى فوق منافاتى بالزوم أداى حق الناس و ارضاى آنان و يا توابع معاصى؛ مانند قضاى نماز و روزه و أداى حج و زكات و خمس و كفارات و ديات و ضمانات و غيرها ندارد.[٣]
دو آيهى مابعد، با استظهارما، از آيهى فوق ملايمت و مناسبت دارند. و الله العالم.
استغفار حاملان عرش
بحث ديگرى در مورد استغفار حاملان عرش و اطراف آن است، مىفرمايد: «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ» (غافر: ٧)؛ ملائكه بردارندهى عرش و آنان كه دور و بر عرش هستند براى آنان كه ايمان آوردهاند
[١] - از ملاحظهى مسقطات درحاشيه اول به دست مىآيد و مىشود كه ايمان و عمل صالح را به آيه ٢ سوره محمد، و هجرت و جهاد و اذيت شدن در راه خدا به آيهى ١٩٥ آل عمران و انفاق به فقراء خصوصاً انفاق پنهانى را به آيهى ٢٧١ بقره و قرضالحسنة را به آيهى ١٧ تغابن نيز از مسقطات گناه دانست بازهم استقراى مؤلف ناقص است، در معجم المفهرس رجوع شود.
[٢] - ولى همهى مسقطات در طول هم نيستند.
[٣] - هرچند بايد بين آيهفوق و آيات توبه و ساير مسقطات و ادله ديگر آنها و بين بقاى توابع و تبعات، جمع فنى و مقبول صورت گيرد.( دقت كنيد.)