افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٦ - چند نكته ديگر در اين فصل
(النحل: ٩)؛ اگر خدا مىخواست همهى شما را هدايت مىكرد، و اين موضوع بسيار معلق و پيچيده است و كيفيت قدر و قضاى الهى به ما گفته نشده و دانش ما، در اين مورد بسيار اندك است، من نمىدانم كه خود مرسلين كرام (عليهم السلام) در اين مورد تا چه اندازه مىفهميدند.
ولى شكى نيست كه يارى خداوند نه عموم افرادى داشته و نه شمول احوالى، قانون سببيت كه سنّت الهى است استيعاب افرادى و احوالى دارد بسيارى از انبياء احتمالا به شهادت رسيدهاند يا شكنجه و ناراحتى شديد داشتهاند كه مايهى ثوابهاى زيادى براى آنان شده است.
و به عبارت جامع كه به عقل محدود نگارنده مىرسد؛ انبياء و اولياء هم برخوردار از يارى و نصرت الهى بودهاند و هم برخور دار از بلاها و جان فشانىها كه از لازمهى مناصب الهى آنان بوده است و آنان هم در مورد اول، شاكر و در مورد دوم، صابر بودهاند. والله العالم بحقيقة كلامه و قضائه.
چند نكته ديگر در اين فصل
١- آنچه كه گفته آمد در فرض ارادهى سلامت شخصى مرسلان خدا، از جانب كفار و دشمنان دين مىباشد.
اما اگر مراد از نصرت موعود درآيهى مباركهى گذشته، نصرت در دين باشد، فهم مطلب پيچيده مىشود؛ زيرا آيات زياد قرآن از كفر و فسق و عصيان و نادانى و قصور اكثريت مردم و هدايت و ايمان قليل مردم، خبر مىدهد، و اين آيات و آيات مشابه، دلالت دارد كه انبياء و رسولان الهى- بدون تقصير و كمكارى- در وظايف محولهى خود با بينات و كتاب و ميزان كه خدا به رحمت خود به آنان داده بود، در اكثر از زمانها ناكام ماندهاند و امروز هم مىبينيم كه با يك ميليارد چند صد ميليون مسلمان، كفار چند برابر مسلمانان هستند، شايد در طول تاريخ بشريت در هيچ دورهاى (بعد از دوره حضرت آدم و از موقع رواج شرك و بت پرستى)