افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٥ - بحث مصداقى در مورد مرسلين(ع)
همهى امكانات، بر بزرگترين پادشاه متكبر و قدرتمند كه ادعاى خدايى مىكرد با يك عصا وارد شد و با سلامتى بدن به هدف اصلى خود- نجات بنى اسرائيل- رسيد و فرعون و هامان و لشكريانش همه درآب غرق شدند. و قارون سرمايه دار و سر كش در دل زمين جاى گرفت؛ ولى موسى و هارون (عليهما السلام) تا آخر عمر خود سالم بودند و محفوظ.
حضرت عيسى (ع) در ميان دشمنان سر سخت يهودى زنده ماند وقتى خواستند او را شهيد كنند به اشتباه ديگرى را كشتند و او را سالماً از اين دنيا بردند.
پيامبر اسلام. در مكهى مكرمه هر روز در معرض شهادت بود؛ ولى خداوند او را از كيد مشركين پليد مكه و نيز در همهى جنگهاى مدينه حفظ كرد وبا بدن سالم از دنيا به عالم قدس، تشريف بردند؛ (صلى الله عليه و اله و سلم)
قريهى لوط زير و رو، شد؛ ولى خود او با اهل بيت خود سالم به جاى ديگر رفت و همچنين جمع كثيرى ديگر از انبياء (ع)
انبياء خداوند، مردان ساكت و محافظه كار نبودند، تا چه رسد كه سازش كار باشند آمدن آنان براى مبارزه با كفر و فسق و هوسهاى حيوانى مردم و زورگويى بر مردم و اقامهى عبوديت براى خدا و تقوى و حاكميت روحانيت بود؛ لذا اكثريت مردم به رهبرى ملأ و اشرافيت فاسد و تماميت خواه، با آنان كه مردم ضعيف و تنگدست بودند، به دشمنى بر مىخواستند كه هر روز احتمال كشتن آنان بود، و اگر يارى بيشتر خداوند به آنان نمىرسيد فلسفهى نبوت و رسالت از بين مىرفت. والله غالب على امره.
بلى اگر انبياء و رسولان در طول تاريخ ممتد إنسانى همانند سليمان و داود (ع) صاحبان حكومت و سلطنت و قدرت مىبودند و يا الا اقل همانند يوسف (ع) فرد شماره دوم حكومت مىشدند، مسلماً كمر كفر و فسق مىشكست و اكثريت قاطع مردم مؤمن و موحد و تابع شرايع آسمانى مىشدند؛ ولى خداوند حكيم چنين ارادهاى نداشت؛ «وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ