افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٨ - دقت ثانوى
حسرة فى قلوبهم، قلوبهم قاسية، عدم ايمان قلوب، اكنه قلوب، عدم تطهير قلب، وجل و ترس قلوب، و امور ديگر در آيات ديگر.
در مورد نفس
نفس مرگ را مى چشد. هيچ نفس بدون اذن خدا ايمان نمىآورد. نفس بسيار امر كننده به بدى است، هر نفس به آنچه كه تلاش كرده جزا داده مىشود، هر نفس به جزاى آنچه كسب كرده مىرسد، هر نفس در گرو عمل خود است، نفس سرزنش كننده است، نفس مىداند چه را پيش فرستاده و چه را عقب گذاشته، به نفس مطمئنه گفته مىشود به سوى رب خود راضى و مرضى برگرد (راضى از خدا و خدا از تو راضى)، به نفس فجور و تقواى او را الهام كرد، در نفس خود خدا را از روى تضرّع و ترس ياد كن، و مخفى مى كنى در نفس خود آنچه را كه خدا آن را ظاهر مىكند، براى نفس خود تزكيه مىكند يوسف آن را در نفس خود مخفى داشت موسى. ترس را در نفس خود احساس كرد، نفس انسان او را وسوسه مىكند، نفس تسويل مىكند، نفس بخل دارد، نفسهاى شما اشتهاء دارند.
دقّت ثانوى:
آياتى كه متضمّن كلمه «نفس» است بسيار زياد است؛ ولى ظاهراً در معانى متعدّدى به كار رفته است. احتمالًا در خيلى از موارد به معناى كلمه (خود) فارسى مىباشد گاهى شايد به معناى قوه شهويه و غضبيه باشد؛ مانند «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»؛ ولى ممكن است به قرينه استثناى بعدى «إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي» به معناى نفس ناطقه باشد كه در آيه: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» الشمس: ٧ و ٨؛ ظاهراً چنين است. شايد روشن ترين آيه در مورد نفس ناطقه (روح انسانى مجرّد) اين آيه باشد «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» الفجر: ٢٧ و ٢٨؛ مىباشد. و شايد روشن ترين آيه در دلالت بر اينكه قلب به معناى روح و نفس مى باشد قول ابراهيم (ع) باشد: «وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ..» البقرة: ٢٦٠؛ باشد، به دليل