افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٦ - يك بحث مهم و مكرر
فيزيكى باشد و سينه محلى براى ادراكات و صور علميه نيست چه اين صور حسّى باشد و يا عقلى. معناى اين آيه مكرّره در چند جاى قرآن اين مىشود كه خدا به حقيقت آدمى دانا است. وقتى خدا به نفس و روح، عالم باشد به همه عقايد و تصديقات و تفكّرات و تصوّرات او آگاهى دارد.
يك بحث مهم و مكرّر
ادراكات عقلى مربوط به روح است و حواس نقشى در آن ندارد، ادراك حسّى هرچند به وسيله حواس پنجگانه درك مىشود؛ ولى مدرك واقعى باز روح و نفس ناطقه است. صفات نيز بر دو قسم است: صفات بدنى؛ مانند دراز و كوتاه و سرخ و سفيد و ساير رنگها؛ مانند چاق و لاغر و مربّع و مستطيل و ساير هيئات هندسى، ساكن و متحرّك و ساير صفاتى كه از معقولات نهگانه اعراض پيدا مىشوند.
صفات نفسانى، مانند شجاعت و سخاوت و ساير ملكات قايم به روح و نفس ناطقه. ادراك عقلى و حسّى و قسم دوم صفات نفسانى همه قايم به روح است و ربطى به جسم ندارد و اين موضوع از نظر عقل در فلسفه و كلام قابل ترديد نيست.
ولى در قرآن پاره اى از صفات نفسانى و روحى به صدر نسبت داده شده است «أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» الشرح: ١؛ «الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ» الناس: ٥ «إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فاطر: ٣٨؛ «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي» طه: ٢٥؛ «وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ» التوبة: ١٤؛ «وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً ..» النحل: ١٠٦؛ «فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ» الأعراف: ٢؛ «وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ ..» هود: ١٢؛ «يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً ..» الأنعام: ١٢٥؛ «وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ» يونس: ٥٧؛ «أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ» العنكبوت: ١٠؛ «بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ..» العنكبوت: ٤٩؛ «وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ» غافر: ١٩؛ «وَ حُصِّلَ ما فِي