افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢ - سخنى در حال ذوالقرنين
ندارد.
ظاهر آيه مباركه اين است كه او زمامدارى بوده كه در روى زمين سفر هايى كرده گاهى به طرف غرب و گاهى به طرف شرق و گاهى به جايى كه بين دو كوه بوده كه نه در شرق بوده و نه در غرب بوده و قهراً يا به طرف جنوب و يا به طرف شمال بوده و ميان دو كوه را از قطعات آهن پر كرده و سپس دستور داده آنها را ذوب كنند و سپس مس ذوب شده را نيز بر آنها ريخته است تا يأجوج و مأجوج مردم آن منطقه را مورد تجاوز قرار ندهد.
٢- به قول جمعى سدّ ذوالقرنين در قفقاز است كه ميان درياى خزر و درياى سيا است در بين دو دريا سلسله جبالى است همانند ديوار و در ميان آنها تنگه اى به نام داريال و تا امروز آنجا ديوار قديم آهنى وجود دارد و به همين جهت گمان برده مىشود، سدّ ذى القرنين همين جا بوده است پس از اين قرينه ديگرى نيز وجود دارد و آن وجود نهرى به اسم سايرس است. كه در اصطلاح غربيها، كورش را سائرسى مى خواندند و در اين مورد به كتاب ذوالقرنين يا كورش كبير مراجعه شود تا موضوع بهتر فهميده شود.
و تعجب من از فريد وجدى دانشمند مصرى است كه در كتاب دايرة المعارف قرن بيست و دو ظاهر قوى اين آيات را به اين دليل كه مورّخين غربى وى را مرد ستمگر و بدكار معرفّى كردهاند و آنان بهتر او را مى شناخته اند!! تأويل برده است و اين تأويل باطل از مثل اين دانشمند بعيد است هرچند او اشتباهات فاحشى دارد آنچه كه او را به گمراهى برده اين است كه او به اين باور بوده كه ذوالقرنين همان سكندر مقدونى مى باشد كه بر كشورهاى روم و مغرب و مصر و شام و بيت المقدس و عراق و ايران و ارمنستان و شهر هاى ديگر چيره شد و شهر اسكندريه را در مصر بنا نمود كه فعلًا هم به همين نام در مصر موجود است و همين شهر مدفن او شد كه احتمالًا در سن ٣٦ سالگى چشم از جهان فرو بست.
وجدى در اعتقاد به اين كه ذوالقرنين همين اسكندر است تنها نيست، جمعى از دانشمندان