افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٣ - دميدن روح در بدن
|
آنچه در سر سويداى بنى آدم از اوست |
|
به حلاوت بخورم زهر كه شاهد ساقيست |
به ارادت بكشم درد كه درمانم از اوست |
|
|
پادشاهى و گدايى برِ ما يك سان است |
كه در اين در همه را پشت عبادت خم از اوست |
|
. به نظر موحد همه چيز در جاى خود قرار گرفته است و خوب، چون علت العلل همه كهكشانها و موجودات عاقل و غير عاقل اراده واجب الوجود است كه تابع علم و قدرت و حكمت بى پايان اوست. پرتو جلوه ساقى است كه در جام افتاده. «صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ»
دميدن روح در بدن
«ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ» السجدة: ٩؛ سپس (بدن آدم را) برابر (و كامل) نمود و از روح خود در آن دميده است بسيارى از مردم كم سواد در فهم اين آيه از دو جهت اشتباه مىكنند:
١- مىگويند روح در بدن آدم دميده شده پس روح ما در بدن ما مى باشد يا در سر و يا در سينه و يا در دل! و تصوّر آنان از روح اين است كه جسم لطيفى است؛ مانند ساير اجزاى بدن.
٢- مىگويند روح خدا در بدن آدم دميده شده، سپس سؤال مىكنند؛ يعنى چه كه روح خدا در بدن ما است؟ چرا خداوند روح خود را در بدن ما گذاشته؟ خدا چند روح دارد؟ آيا روح خدا معصيت مىكند؟ آيا روح خدا به دوزخ عذاب مىشود بسيارى از اهل علم كم سواد خود حيرانند تا چه رسد كه مردم ديگر را از اين اشتباهات بيرون آورند!.
جواب اشتباه اول اين است كه قرآن مجيد نفرموده است روح را در بدن آدم دميدم؛ بلكه