افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧٥ - تحقيق در يك امر مهم
او كه يك معناى اختراعى خود شان هستند تفسير نموده اند. پس سلفيان- كه در چند كشور اسلامى به نام وهابى ها مشهور شدهاند- دو اشتباه علمى بزرگى نموده اند سپس به غلط و اشتباه و يا به عمد و ... همه مسلمان سنى و شيعه كه دو اشتباه آنان را نپذيرفته اند تكفير كردهاند كه از بدترين گناهان كبيره است و بعد در مقام عمل از اول حكومت سعودى كه به كمك خارجيها و آنان به وجود آمده بود تا امروز هزاران مسلمان و مؤمن را به بهانه كفر، در كشور هاى اسلامى كشتند. انا لله و انا اليه راجعون. در اين جا حرف منطقى ما اين است كه شركت در عبوديت معلول شرك در خالقيت است و ممكن نيست كه انسان هاى عاقل بتها و يا موجودات ديگر را بدون توقع فايده و يا دفع ضرر بپرستند اين موضوع بسيار روشن است. بلى مشركين مىدانستند خلقت آسمانها و زمين از عهده قدرت بتها و يا انسانها و جن بيرون است اما كمك كردن بتها در مسايل جزئى؛ مانند زيادتى رزق و شفاء مرض و حامله شدن و بودن حمل پسر و آمدن باران و پيروزى بر دشمن، به تعظيم و كرنش و سؤال و تقديم نذورات براى شركا معمول بوده و عقل و عادت بر آن شاهد است. در قرآن مى خوانيم: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنْصَرُونَ» يس: ٧٤؛ و نيز: «إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ هود: ٥٤؛ بلى مشركين هم يارى شركاء را توقع داشته اند و هم ضرر به دشمنان و حتى انبياء را پس آنان در فاعليت نيز مشرك بودهاند.
تفسير ديگر اين بود كه اگر از كفّار سؤال كنى كه كى آسمان ها و زمين را آفريده به فكر فطرت خود خواهد گفت خدا، يعنى معرفت به خالق جهان. فطرى آدمى است و شرك از تلقين محيط فاسد است. و مراد به ذيل آيه (و اكثر آنان نمىدانند) اين است كه اكثر مشركين نمىدانند كه بتهاى بى جان نماد ملائكه نيستند و نه ملائكه دختران خداوند و مستحق عبادت مى باشند؛ بلكه تنها خداوند مستحق عبادت است و در قيامت عبادت كنندگان غير خدا به دوزخ مى روند. والله عالم.