افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٥ - جهان بينى مؤمنان و بى دين ها
اوست.
جهان بينى مؤمنان و بى دين ها
«يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ».[١] (سوره روم، آيه ٧).
كفار از دنياى مابعد الموت كه عالم غيب است، به كلى در غفلت و بى خبرى هستند و از اين دنيا تنها به ظواهر اكتفا مى كنند، و چنانچه نظر عميقى مى داشتند عقل را چراغ راه قرار مى دادند و بر انكار احكام كلى عقلى اصرار نمى ورزيدند و خود را در زندان حواس پنجگانه زندانى نمى ساختند و حتما از خلق و نظام هاى بديع و بهت آور آن به خالق مى رسيدند.
انشتاين مىگويد: «به سختى مى توان ميان مغز هاى متفكر جهان كسى را يافت كه داراى يك نوع احساس مذهبى (خدا باورى) مخصوص به خود نباشد؛ اين مذهب با مذهب يك شخص عامى فرق دارد.
مذهب دانشور تحير شعف آور از نظام عجيب و دقيق كاينات است كه گاه گاهى پرده از روى اسرارى بر مى دارد كه در مقايسه با آن تمام تلاش ها و تفكرات منظم بشرى انعكاس ناقابل بيش نيست».
در جاى ديگر مىگويد: «اصلا چيزى كه سبب شد دانشمندان و متفكران و مكتشفان در تمام طول قرون و اعصار در گوشه تنهايى به مطالعه اسرار دقيق جهان هستى بپردازند، همين اعتقاد مذهبى آنان بود».[٢]
مى گوييم: اگر انشتاين فلسفه متعاليه را مى خواند حتما در مواقع انديشيدن به واجب
[١] - آن ها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند، و از آخرت( و پايان كار) غافل اند.
[٢] - از دنيايى كه من مى بينم.