افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٢ - حرمت عقد زانى و زانيه
سور ها فلسفهى وجودى خود را از دست دادند. قابل ذكر است كه قندهارى ها به اين ديوار ها قلاع مى گفتند، و تا به امروز همين نام بين مردم مشهور است.
به هر حال همان گونه كه ديوار هاى بزرگ، سرزمين ها و عمارات را از هم جدا مى كنند، سوره هاى قرآن هم دسته هايى از آيات را از هم جدا مى سازند.
اصل اولى در احكام اين سوره
«سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ.».[١] (سوره نور، آيه ١).
در اين جا دو بحث فقهى وجود دارد:
١- آيا مىشود از كلمه" فرضناها" استنباط كنيم كه تمام اوامرى كه در اين سوره ذكر شده، براى وجوب شرعى آمده است و همه نواهى مذكوره آن براى حرمت شرعى آمده، مگر اين كه قرينه معتبرى بر اثبات استحباب و يا كراهت آن قايم شود؟ بعيد نيست چنين باشد.
٢- در اين سوره به شهادت كلمه بينات، آيه مجمل و متشابه وجود ندارد و ظواهر همه آيات حجت است، مگر اين كه گفته شود خود آيه از متشابهات است و يا اقلا اطلاق نور بر خداوند متشابه است.
حرمت عقد زانى و زانيه
«الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ، الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً
[١] -( اين) سورهاى است كه آن را فرو فرستاديم، و واجب نموديم، و در آن آيات روشنى نازل كرديم.