مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٦ - شرط دوم مهارت در به کار بردن وسایل تبلیغ، و شناسایی آنها
قرار بدهد و چه ابزاری را مورد استفاده قرار ندهد و بلکه خودش از نظر ابزارهای طبیعی، چه ابزاری را داشته باشد و چه ابزاری را نداشته باشد.
در حدود دوازده سال پیش، سخنرانیهایی کردم تحت عنوان «خطابه و منبر» که در کتابی به نام «گفتار عاشورا» چاپ شده است [١]. یک سلسله بحثها را من در آنجا ذکر کردهام. در مورد خطبه، علما اساساً کتاب نوشتهاند. اصلًا خطابه خودش یک فن است. ظاهراً اول کسی که در این فن کتاب نوشته ارسطوست و مسلمین که آثار ارسطو را ترجمه کردند، خطابه را جزء منطق قرار دادند. بعدها درباره خطابه خیلی حرفها گفتند. بوعلی سینا کتابی حدود پانصد صفحه درباره خطابه دارد که در آن درباره شرایط خطیب میگوید: بدون شک خطیب باید یک سلسله شرایط طبیعی هم داشته باشد مثل سخنوری و قدرت بیان. این خودش نعمتی از نعمتهای بزرگ الهی است و برای تبلیغ، داشتن این هنر طبیعی لازم است.«الرَّحْمنُ. عَلَّمَ الْقُر انَ. خَلَقَ الْانْسانَ. عَلَّمَهُ الْبَیانَ» [٢].
داستان بعثت موسی بن عمران به رسالت را شنیدهاید. بعد از ده سال که دوباره میخواهد به مصر برگردد، با همسرش حرکت میکند. شبی تاریک و بارانی است. زن حاملهاش را درد زایمان میگیرد. هوا هم سرد است و باید زنش را گرم کند ولی وسیله گرم کردن هم ندارد. ناگهان در نقطهای از آن بیابان نوری را میبیند (در وادیطور، وادی سینا). فکر میکند آتش است. میرود آنجا، معلوم میشود که آتش نیست؛ جریان، جریان دیگری است. در همان جا موسی بن عمران مبعوث میشود؛ ندا میرسد که از این به بعد رسول ما هستی یعنی مبلّغ خدا هستی، پیام ما را باید به فرعون و فرعونیان برسانی. موسی میفهمد که یک مبلّغ شرایطی دارد. پیغمبری خودش را کافی نمیداند، تقاضاهایی دارد:«رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری» خدایا به من حوصله فراوان بده، شرح صدر بده آنچنان که عصبانی نشوم، ناراحت نشوم، به تنگ نیایم، دریادلم کن که کار تبلیغ دریادلی میخواهد، «وَ یسِّرْ لی امْری» [٣] این مأموریت سنگین را بر من آسان گردان (ببینید کار تبلیغ را ما چقدر کوچک میشماریم و موسی بن عمران چقدر بزرگ میشمارد).
[١]. [این سخنرانیها در کتاب ده گفتار استاد شهید به چاپ رسیده است.][٢]. الرحمن/ ١- ٤.[٣]. طه/ ٢٥ و ٢٦.