مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٨ - رضا و تسلیم
البته استشهاد به شعرِ حکمت عیب ندارد، همان طوری که اباعبداللَّه هم در ایام حرکت به کربلا به اشعار یکی از انصار تمثّل جست (سَأَمْضی وَ ما فِی الْمَوْت ...) ولی این بیان کلی معاویه که میگوید:«اجْعَلُوا الشِّعْرَ اکبَرَ هَمِّکمْ» خیلی خطرناک است و بعلاوه خیلی فرق است بین آن اشعار و این اشعار.
جرجی زیدان در جلد چهارم تمدن اسلام ص ١٣١ میگوید:
«در نظر بنی امیه مردم سه دسته میشدند: اول فرمانروایان که خود عربها بودند، دوم موالی یعنی بندگان (مسلمانان آزاد شده) آنان، سوم ذمّیها؛ چنانکه معاویه راجع به مردم مصر میگوید: اهل آن کشور سه دسته ناس، شبیه ناس، نسناس و یا لاناس (جانور) [میباشند.] طبقه اول عربها و دوم موالی و سوم ذمّیان یعنی قبطیان هستند.».
در جلد چهارم، جرجی زیدان فصلی دارد در سیاست دولت در عصر اموی. وی راجع به اینکه امویها به اهل ذمّه سخت میگرفتند برای پول، و اگر پول میداد او را خیلی گرامی میداشتند، ارجاع میکند به خِطط مقریزی.
مواطن ظهور شجاعت حسینی (شجاعت بدنی).
مواطن ظهور مروّت حسینی.
مواطن ظهور صبر.
مواطن ظهور غیرت و حمیت و اباء نفس.
توجه به خدا [١]
رضا و تسلیم
در کتاب راهنمای دانشوران این رباعی را به رکن الدین محمود خوافی نسبت
[١]. [در نسخه دستنویس استاد شهید، در زیر هر یک از تیترهای فوق محلی برای توضیح قرار داده شده است ولی مطلبی نوشته نشده است.]