مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - آیا امام حسین علیه السلام دستور خصوصی داشت؟
شخصی مظلوم و بیتقصیر و بیجهت کشته و نفله شد و ضایع گشت و هدر رفت، و حال آنکه شهادت امام حسین از قسم هفتم است نه از قسم ششم. و معمولًا تذکر حادثه سیدالشهداء از قبیل اظهار تأسف است، آنهم اظهار تأسف از نفله شدن سیدالشهداء که افسوس که آقا نفله شد، و حال آنکه غلطترین غلطها این است که ما امام حسین علیه السلام را نفله شده حساب کنیم. امام حسین بعکس، به هر قطره خون خود یک دنیا ارزش داد. کسی که موجی ایجاد کرد که قرنها پس از او پایههای کاخ ستمگران را متزلزل کرد و از جا کند و حتی در قرون خود ما غالب حوادث داغ در محرم ایجاد میشود، خون او هدر رفته است؟! کسی که میلیونها نفر نمازخوان و روزه گیر و فداکار ساخت، هدر رفت؟!.
[آیا امام حسین علیه السلام دستور خصوصی داشت؟
]. یکی از اموری که موجب میگردد داستان کربلا از مسیر خود منحرف گردد و از حیز استفاده و بهره برداری عامه مردم خارج شود و بالأخره آن هدف کلی که از امر به عزاداری آن حضرت در نظر است منحرف گردد، این است که میگویند حرکت سیدالشهداء معلول یک دستور خصوصی و محرمانه به نحو قضیه شخصیه بوده است [١] و دستوری خصوصی در خواب یا بیداری به آن حضرت داده شده است؛ زیرا اگر بنا شود که آن حضرت یک دستور خصوصی داشته که حرکت کرده، دیگران نمیتوانند او را مقتدا و امام خود در نظیر این عمل قرار دهند و نمیتوان برای حسین «مکتب» قائل شد، برخلاف اینکه بگوییم حرکت امام حسین از دستورهای کلی اسلام استنباط و استنتاج شد و امام حسین تطبیق کرد با رأی روشن و صائب خودش، که هم حکم و دستور اسلام را خوب میدانست و هم به وضع زمان و طبقه حاکمه زمان خود آگاهی کامل داشت؛ تطبیق کرد آن احکام را بر زمان خودش و وظیفه خودش را قیام و حرکت دانست. لهذا در آن خطبه معروف، استناد کرد به حدیث معروف رسول خدا:
«مَنْ رَأی سُلْطاناً جائِراً ...». ایضاً فرمود:«الا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لایعْمَلُ بِهِ وَ أنَّ الْباطِلَ لایتَناهی عَنْهُ، لِیرْغَبِ
[١]. در اینجا باید فرق بین قضایای شخصیه و خارجیه و حقیقیه و اینکه به اصطلاح متأخرین جعل احکام بر طبق قضایای حقیقیه است، شرح داده شود.