مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩ - تمسّک امام حسین علیه السلام به این اصل در مواقع مختلف
نهی از منکر مرز میشناسد. خیر، مرز نمیشناسد. بله مفسده میشناسد؛ یعنی آنها که میگویند امر به معروف و نهی از منکر مشروط به عدم مفسده است، درست میگویند. اگر هم ضرر را به معنی مفسده میگیرند، درست میگویند بدین معنی که ممکن است من گاهی امر به معروف و نهی از منکر کنم، بخواهم خدمتی به اسلام کنم، ولی همین امر به معروف و نهی از منکر من مفسده دیگری برای اسلام به وجود آورد نه برای من، مفسدهای برای اسلام به وجود آورد که آن مفسده از این خدمتی که من از این راه به اسلام میکنم بیشتر است. بسیارند افرادی که نهی از منکر میکنند ولی نه تنها نتیجهای نمیگیرند، بلکه با نهی از منکرشان آن کسی را که نهی از منکر میکنند بکلی از دین بری میکنند. من مسأله ترتّب مفسده را میپذیرم اما مسأله ضرر را، آنهم ضرر شخصی که مرز امر به معروف و نهی از منکر ضرر شخصی است (درباره هر موضوعی میخواهد باشد) نمیپذیرم، به دلیل اینکه حسین بن علی نپذیرفت و به دلایل دیگر که فعلًا مجال بحث در آنها نیست.
تمسّک امام حسین علیه السلام به این اصل در مواقع مختلف
حسین بن علی علیه السلام به این اصل تمسّک کرد و اثبات نمود که من به این دلیل قیام کردم یا لااقل یکی از عوامل و عناصری که مرا به این نهضت وادار کرد همین است. او در زمان معاویه علائم و قرائنی نشان میداد که معلوم بود خودش را برای قیام آماده میکند. صحابه پیغمبر را در منی جمع کرد و برای آنها صحبت نمود. آنها را روشن کرد، حقایق را به آنها گفت، مفاسد اوضاع را برایشان نمایاند، فرمود: شما هستید که چنین وظیفهای دارید. آن حدیث معروف بسیار مفصل و عالی که در تحف العقول هست، این جریان را و اینکه حسین بن علی چگونه فکر میکرده است، کاملًا نشان میدهد.
حسین علیه السلام در اواخر عمر معاویه نامهای به او مینویسد و او را زیر رگبار ملامت خود قرار میدهد و از آن جمله میگوید: معاویة بن ابی سفیان! به خدا قسم من از اینکه الآن با تو نبرد نمیکنم، میترسم در بارگاه الهی مقصر باشم. میخواهد بگوید خیال نکن اگر حسین امروز ساکت است، در صدد قیام نیست؛ من به دنبال یک فرصت مناسب هستم تا قیام من مؤثر باشد و مرا در راه آن هدفی که برای رسیدن به آن کوشش میکنم، یک قدم جلو ببرد. روز اولی که از مکه بیرون میآید، در وصیتنامهای که به محمّدابن حنفیه مینویسد، صریحاً مطلب را ذکر میکند:«انّی ما خَرَجْتُ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ