مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٤ - حوادث معمّاوَش صدر اسلام و اینکه چطور شد امت پیغمبر به قتل فرزند پیغمبر اقدام کردند؟
عهد عثمان موجب نارضایتی عمومی شد، چه آنها که اهل دنیا بودند و چه آنها که اهل دین بودند. اهل دنیا بر دنیای خود نگران بودند و نمیتوانستند ببینند که مِی خورند حریفان و آنها نظاره کنند، و اهل دین هم که میدیدند اصول اجتماعی اسلام دارد از بین میرود. این است که میبینیم مثلًا هم عمروعاص و زبیر مخالف بودند و هم ابوذر و عمّار. عمروعاص گفت: بر هیچ چوپانی نگذشتم مگر آنکه او را بر قتل عثمان تحریک کردم، و وقتی که خبر قتل عثمان را شنید گفت:«انَا ابو عَبْدِاللَّهِ ما حَککتُ قَرْحَةً الّا ادْمَیتُها» [١]. علی علیه السلام به زبیر در جمل فرمود:«لَعَنَ اللَّهُ اوْلانا بِقَتْلِ عُثْمانَ» [٢].
علی علیه السلام همانطور که با سایر خلفا رفتار میکرد، با عثمان رفتار میکرد؛ از نصیحت و خیرخواهی عموم دریغ نمیکرد؛ در وقتی که عثمان محصور بود، هم راه صلاح را به او نشان داد و هم به او آب و آذوقه رساند. ولی معاویه با نیروی عظیم خودش در شام بود و از فتنه و مقدمات و نتایج فتنه هم آگاه بود، و عثمان هم از او استمداد کرد و او قادر بود انقلابیون را تار و مار کند [٣] ولی فکر کرد از کشته عثمان بیش از زنده عثمان میتواند بهره برداری کند؛ نشست تا خبر قتل عثمان رسید، آن وقت فریاد واعثماناه را بلند کرد، پیراهن عثمان را بر چوب کرد و بر منبر گریه کرد و اشکها از مردم گرفت و این آیه قرآن را شعار قرار داد:«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً» [٤]. صدها هزار نفر دعوت او را برای خونخواهی خلیفه مظلوم اجابت کردند. اینجا بود که توانست عامل دیانت را هم به عامل ثروت و منصب اضافه کند [٥] و تمام قوا
[١]. [من ابوعبداللَّه هستم. هیچ زخمی را نخراشیدم جز اینکه خونش انداختم.][٢]. [خدا لعنت کند آن کس از ما را که به قتل عثمان اولویت دارد.][٣]. در جلد ٣ نهج البلاغه، ص ٢٠٠، نامه به معاویه، مینویسد:«فَأمّا اکثارُک الْحِجاجَ فی عُثْمانَ وَ قَتَلَتِهِ فَانَّک انَّما نَصَرْتَ عُثْمانَ حَیثُ کانَ النَّصْرُ لَک وَ خَذَلْتَهُ حَیثُ کانَ النَّصْرُ لَهُ [و اما جدال بسیار و پر گفتن تو درباره عثمان و کشندگان او؛ تو عثمان را هنگامی یاری کردی که به نفع خودت بود و هنگامی که برای او سودمند بود او را یاری نکردی.] در این جملهها سیاست معاویه خوب روشن شده.[٤]. إسراء/ ٣٣.[٥]. و به عبارت دیگر قدرت دیانت را هم بر قدرت سیاست و ثروت بیافزاید و مردم را یعنی پیروان علی علیه السلام را، هم تحت فشار مادیات قرار دهد و هم تحت فشار معنویات. خطرناکترین موقعها آن وقتی است که این دو قدرت یعنی قدرت ماده و معنی دست به دست یکدیگر داده و بخواهد بر سر ملتی فرود آید. البته دیانت به خودی [خود] همواره دفاع از مظلوم است ولی امان از وقتی که در اثر جهالت مردم و خیانت اولیای امور یعنی جهالت متنسّکین و خیانت متهتّکین، دین ابزار سیاست واقع شود. امان از وقتی که دین ابزار سیاست واقع شود!