مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٩ - نظم در اصحاب سیدالشهداء
لا تسعهم المغالطة فیه [١] ...
خبث باطنی اصحاب عمرسعد
جبن و طمع نمیتوانند وقایع جنایت آمیز کربلا را توجیه کنند و کینه شخصی نیز اگر علاوه شود همچنین، زیرا کینه شخصی در کار نبوده. امام حسین هم در عاشورا فرمود: آیا حلالی را حرام و حرامی را حلال کردهام (که از روی عقیده با من بجنگید) یا مالی را بردهام و خونی را ریختهام (که روی عداوت شخصی با من بجنگید)؟ جُبن و طمع نمیتواند مُثله و تنکیل و کشتن طفل صغیر و آب بستن و اسب تاختن را توجیه کند. باید گفت در طینت امثال شمر یک نوع خبث ذاتی و کینه با حقی وجود داشته و با هر عمل جوانمردانه مخالف بودند.
نظم در اصحاب سیدالشهداء
مطابق نقل عقّاد (ص ١٨٤) نظمی در کار اصحاب سیدالشهداء بود از این جهت که بعضی خودشان را وقایه و سپر امام حسین قرار میدادند و تا او میافتاد فوراً آنجا (خلأ) پر میشد.
گاهی شعرا در بیان خود میگویند: آرزویم این است که یک لحظه محبوب خود را ببینم و بمیرم، آرزویم این است فلان مقصودم حاصل شود و بمیرم. به قدری یک موضوع جالب میشود که حاضرند تمام زندگی را و تمام امتداد زمان را در یک لحظه جمع کنند ولی با آن کیفیتی که میخواهند. از حیات، کیفیت حیات را میخواهند نه کمیت آن را (این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست ...). اصحاب اباعبداللَّه از کمیت حیات گذشتند و همه حیات را و خوشیهای حیات را- خوشیهایی که فقط عده معدودی از صاحبان روحیه عظیم آن را درک میکنند- در یک نصف روز به علاوه یک شب جمع کردند برای خود. خدا میداند که چه عظمت و جلال و زیبایی و جمالی داشته آن فداکاریها و آن به خاک افتادنها! انسان نصف روز زنده بماند ولی غرق در آن حالت معنوی باشد برتری دارد بر هزار سال زندگی حیوانی که جز خوردن و
[١]. [زیرا آنان به خوبی فهمیده بودند که گناهی بزرگ مرتکب شدهاند به طوری که نمیتوانستند مغالطه کنند و خودشان را گول بزنند.]