مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - دو نقطه ضعف مردم در مجالس عزاداری
اینکه برای امام حسین دشمنانی در کربلا با نام و نشان بسازد مثل ازرق شامی و بچههای ازرق شامی که کاکلشان چگونه بود، که اصلًا چنین کسانی وجود نداشتهاند، اگر اشکی از روی صداقت و حقیقت ریخت، شور و واویلا هم بپا شد، مجلس هم کربلا شد، بسیار خوب؛ ولی وقتی که نبود، آن وقت ما باید با امام حسین بجنگیم، دشمنی کنیم؟ دروغ ببندیم؟ دروغ بگوییم؟.
یادم هست در فریمان خودمان، سالهای اولی که من از قم میآمدم و به آنجا میرفتم و گاهی منبر میرفتم، آمده بودیم مشهد، روضه خوان قهاری بود که در مشهد خیلی معروف بود، شبی ما در مسجد گوهرشاد در یکی از شبستانها رفته بودیم پای روضه او و یکی از هم ولایتیهای ما هم آنجا بود. یک روضه صد در صد دروغی آنجا خواند، خودش هم گفت از بزرگان شنیدم (به قول مرحوم آیتی نگو از بزرگان، بگو از دروغگویان، مگر مقصود «از بزرگان دروغگویان» باشد) چون خودش میفهمید که این در هیچ کتابی نیست. آمد یک بچهای برای امام حسین درست کرد که چنین بچهای امام حسین نداشته است. گفت طفلی امام حسین داشتند که جزء اسرا بود. یکی از لشکریان عمر سعد، خودش سوار بود و طنابی به گردن این طفل بسته بود و او را با زور شلاق میآوردند و میکشیدند. او سرگرم رفتن بود و این طفل مجبور به دویدن. یک وقت متوجه شد که این طناب فشار آورده و سنگینی میکند. بعد متوجه شدند که این طفل خفه شده است. این را گفت و واویلایی بپا شد. وقتی که آمدیم بیرون، یادم است آن هم ولایتی من آمد به من توصیه کرد گفت آقاجان بیایید پای این منبرها، از این روضهها یاد بگیرید، اینها را برای مردم بخوانید!.
حال، این، نقطه ضعف مردم عوام است. با این نقطه ضعف چه باید کرد؟ آیا باید از این نقطه ضعف مردم استفاده کرد؟ باید بهره برداری کرد؟ باید سوارشان شد؟ باید مثل تاج گفت حالا که اینها احمقند من از همین حماقتشان استفاده میکنم؟ نه، بزرگترین رسالت و وظیفه علما مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است. این است که پیغمبر اکرم فرمود:«اذا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فی امَّتی فَلْیظْهِرِ الْعالِمُ عِلْمَهُ وَالّا فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللَّهِ» [١] آنجا که بدعتها و دروغها ظاهر میشود، آنجا که چیزهایی ظاهر میشود که در دین نیست، مسائلی پیدا میشود که من نگفتهام، بر عهده دانایان است که حقایق را بگویند ولو مردم خوششان
[١]. اصول کافی، ج ١/ ص ٥٤.