مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠ - افترای برخی مستشرقین
معتزله- که یکی از فرقههای متکلمین اهل تسنن هستند- امر به معروف و نهی از منکر را از اصول دین میدانند نه از فروع دین. شیعه میگوید اصول دین پنج تا و فروع دین ده تا یا هشت تاست و در میان اصول دهگانه، امر به معروف و نهی از منکر را ذکر میکند، ولی معتزله به پنج اصل در دین قائل هستند که یکی از آنها امر به معروف و نهی از منکر است. اما خود اینها تدریجاً در کتابهای خود از این بحث پرهیز کرده و آن را کوچک کردند. مورخین اجتماعی میگویند علتش برخوردی بود که بحث در این موضوع با سیاستهای وقت داشت. چون این بحث به اصطلاح به قبای خلفای وقت برمیخورد و آنها مزاحمت ایجاد میکردند، معتزله مجبور بودند آن را در کتابهای خود نیاورند و یا کم بیاورند، با اینکه اصلی از اصول دینشان شمرده میشد.
انصافاً در میان ما شیعیان نیز این مطلب خیلی کوچک شده است تا آنجا که چند قرن است که درباره امر به معروف و نهی از منکر در رسالههای عملیه مطلبی نمینویسند. تا آنجا که من دیدهام، در میان رسالههای عملیه آخرین کتابی که این موضوع را مطرح کرده جامع عبّاسی شیخ بهایی است که تقریباً مربوط به سه و نیم قرن پیش است. دیگر بعد از آن، این موضوع حتی از رسالههای عملیه هم به طورکلی حذف شده است، درصورتی که امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز و روزه است، نباید دفن شود. این که مسأله عبید و اماء نیست که بگوییم امروز بردهای در دنیا نیست که بخواهیم روی آن بحث کنیم و درست هم هست. زمانی که برده وجود داشته باشد، بحث درباره احکامی که در اسلام به نفع بردگان وجود دارد خوب است. وقتی بردهای نیست، دیگر بحث درباره آن به طورکلی غلط و بیفایده است. ولی امر به معروف و نهی از منکر موضوعی نیست که از بین برود؛ همیشه وجود دارد و باید در رأس مسائل قرار گیرد، همیشه باید مطرح شود تا آن را فراموش نکنیم.
افترای برخی مستشرقین
بعضی از مستشرقین اروپایی نسبت به اسلام ادعایی دارند (یا بگویم افترایی وارد میکنند) و در بسیاری از کتابهای خود تکرار میکنند. آنها اسلام را متهم میکنند که دین قضا و قدری است، دینی است که برای بشر هیچ گونه نقش فعال و مسؤولیتی قائل نیست، تعلیم میدهد که باید وظایف بشر را به خدا واگذار کرد، تو باید همینطور منتظر باشی ببینی خدا چه میکند. ادعا میکنند که اسلام برای بشر آزادی و اختیار