مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٥ - جنبه وعظ و اندرزگویی
جنبه حماسه و پرخاشگری
اما از یک زاویه دیگر که نگاه میکنیم (از دیدی که دعبل و کمیت اسدی و امثال اینها نگریستهاند)، مرد پرخاشگری را میبینیم که در مقابل دستگاه جبّار قیام کرده است و به هیچ نحو نمیشود او را تسلیم کرد. گویی از دهانش آتش میبارد، همواره دم از عزت و شرافت و آزادی میزند:«لا وَ اللَّهِ لا اعْطیکمْ بِیدی اعْطاءَ الذَّلیلِ وَ لا افِرُّ فِرارَ الْعَبیدِ» [١] من هرگز دست ذلت به شما نمیدهم و مانند بردگان فرار نمیکنم، محال است.«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» [٢]، «الْمَوْتُ اوْلی مِنْ رُکوبِ الْعارِ» [٣]«لا ارَی الْمَوْتَ الّا سَعادَةً وَالْحَیوةَ مَعَ الظّالِمینَ الّا بَرَماً» [٤]. هر کدام را در یک جا گفته است. اینها را که انسان نگاه میکند میبیند حماسه است و شجاعت و به تعبیر اعراب «ابا» یعنی عصیان و امتناع و زیربار نرفتن. عرب آن مردمی را که حاضر نیستند زیر بار ظلم و زور بروند «ابات» میگوید، یعنی مردمی که به هیچ وجه زیر بار زور نمیروند. ابن ابی الحدید یک عالم سنّی است، میگوید: حسین بن علی علیه السلام سید ابات است؛ سالار کسانی که زیر بار زور نرفتند حسین بن علی است. از این دید که نگاه میکنیم، همهاش حماسه و پرخاشگری و اعتراض و انتقاد میبینیم.
جنبه وعظ و اندرزگویی
از دید دیگری نگاه میکنیم، یک مقام دیگر [میبینیم.] در یک کرسی دیگر، یک خیرخواه، یک واعظ، یک اندرزگو را میبینیم که حتی از سرنوشت شوم دشمنان خودش ناراحت است که اینها چرا باید به جهنم بروند، چرا اینقدر بدبختند. در اینجا آن تحرک حماسه جای خودش را به سکونِ اندرز میدهد. ببینید در همان روز عاشورا و غیرعاشورا چه اندرزها به مردم داده است! اصحابش چقدر اندرز دادهاند:
حنظلة بن اسعد الشّبامی چه اندرزها داده، زهیربن قین چه اندرزها داده، حبیب بن مظاهرچه اندرزها داده است! وجود مبارک اباعبداللَّه از بدبختی آن مردم متأثر بود، نمیخواست حتی یک نفرشان به این حال بماند؛ با مردم لج نمیکرد بلکه به هر زبانی
[١]. ارشاد شیخ مفید، ص ٢٣٥.[٢]. اللهوف، ص ٤١.[٣]. همان، ص ٥٠.[٤]. همان، ص ٣٣.